درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ١٥٤
بازخيزى اسلام در عرصههاى حيات اجتماعى، فرهنگسازى درباره وحدت تمدنى جهان اسلام و نيز احياى نقش جنبشهاى آزادىبخش.
يك. دستاوردهاى فرهنگى
١. ترويج فرهنگ مردمسالارى دينى
انقلاب اسلامى توانست ضمن تبيين سازگارى اسلام و دموكراسى، كنش متقابل ميان دو حوزه دين و سياست را آشكار سازد و نوعى نظام سياسى را رقم زند. اين نظام، هم بر ويژگىهاى معنوى و سياسى حاكم استوار بود و هم بر پيوند ميان ارزشهاى اسلامى با ساختار يا روش مردمسالار تكيه داشت. چنين شيوه حكومتى كه بر تطابق اسلام با مقتضيات زمان و احياى نظرات دينى درباره حكومت و دولتمدارى متكى بود، هم بر شيوه جمهورى بودن حكومت و نقش مردم در تصميمگيرىهاى حكومتى تأكيد مىكرد و هم الگوى اسلامگرايى و ارزشهاى پايدار اسلامى (عدالتگرايى، خدامحورى و معنويتگرايى) را اساس نظام سياسى مىدانست.[١] چنين نظام سياسى، همزمان به نفى اسلام متحجر و قشرىگرا و ازسويى به نفى سكولاريسم و لائيسيته پرداخت و توانست نظامى را به ارمغان آورد كه مشروعيت آن برپايه حاكميت خدا و حقانيت ارزشهاى دينى است و مقبوليت آن نيز براساس اراده مردمى. بهدست دادن نظريه مردمسالارى دينى ازسوى انقلاب اسلامى، گرايش به اسلام را در ميان ملتها تقويت نمود و بنيانگذاردن حكومتى را تشويق كرد كه بر اجراى اصول شريعت و تحقق عدالت اجتماعى تأكيد مىورزد.
٢. ترويج فرهنگ استقلالخواهى و استكبارستيزى
يكى از ويژگىهاى مهم انقلاب اسلامى، حفظ استقلال و نفى كامل سلطه بيگانگان بر سرنوشت ملت ايران است. انقلاب اسلامى با ماهيتى مستقل و ضداستبدادى، فارغ از سلطه قدرتهاى استكبارى موجب برهم زدن تعادل بلوكهاى قدرت جهانى و به چالش كشيدن
[١]. دهشيرى،« تأثيرات فرهنگى انقلاب اسلامى بر روابط بينالملل»، انديشه انقلاب اسلامى، ش ٧ و ٨.