درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ١٧٧
دينى در ساحات مختلف اجتماع بشرى انكارناپذير است. در اين نگاه، پيوند عميقى بين اخلاق و سياست وجود دارد. حوزه فرهنگ عرصه حضور و پويايى اعتقادات و آموزههاى دينى است. برپايه اين ديدگاه، انتظام دنيوى و اصلاح و آبادانى آن در گرو اعتقاد و ايمان اخروى است و به همينرو در اين جامعه، شريعت يا قانون خداوند حكمفرماست.
اما مطابق با ديدگاه سكولاريسم، اقتصاد، سياست و امور اجتماعى حوزهاى خاص از رفتارهاى انسانى و اجتماعى است كه هر يك علم خاص خود را دارند. بنابراين در اينگونه امور نبايد به دخالت دين و اصول دينى انديشيد، بلكه عالمان هر حوزه بايد به طراحى برنامههاى خود بر مبناى اصول علمى كه فراگرفتهاند، بپردازند. درواقع سكولاريسم كه به رهايى انسان از كنترل و نظارت دين و نيز از تأثير مفاهيم و ارزشهاى ماوراءالطبيعى بر عقل و زباناو تعريف مىشود، عبارت است از رهانيدن انديشه بشرى از دريافتهاى دينى و شبهدينى و از هم پاشيده شدن همه جهانبينىهاى بسته و شكستن تمامى اسطورههاى فوقطبيعى و نمادهاى مقدس.[١] ازاينرو، جمهورى اسلامى ايران كه سياست را ملازم دين و اخلاق مىداند، بديهى است كه به تقابل با سكولاريسم بپردازد. از آنجاكه گفتمان انقلاب برپايه سيادت معنويت و دينسالارى است، طبعاً در مسير خود چالشهايى چون سكولاريسم را پيشرو خواهد داشت. ازسوى ديگر، چون سكولاريسم افزون بر جنبههاى سياسى و اجتماعى زندگى انسان، بهگونهاى اجتنابناپذير جنبه بنيادى فرهنگ را نيز دربرمىگيرد، جريان مهندسى فرهنگى در كشور مىبايد لزوم شناسايى جريانهاى رقيب و متضادى چون سكولاريسم را- كه با هرگونه مرجعيتِ شريعت الهى سر عناد دارد- سرلوحه برنامهها و سياستهاى خود قرار دهد.
٣. نابرابرى اجتماعى
با توجه به برخى دلايل شايد بتوان اذعان نمود كه موضوع نابرابرى اجتماعى با ابعاد متنوع آن احتمالًا اصلىترين چالش براى اهداف سياسى و فرهنگى انقلاب اسلامى در روندهاى
[١]. عيوضى، چالشهاى سياسى پيشروى انقلاب اسلامى، ص ٢٨٦ و ٢٨٧.