درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ١٥
شايان ذكر است لفظ «ترقى» بهمعناى پيشرفت نيز بهكار مىرود، اما چون در متن حاضر تلاش مىكنيم تا بين دو ديدگاه نسبت به پيشرفت تفكيك قائل شويم، پيشرفت برپايه مبانى معرفتشناسى و انسانشناسى غربى را بهاختصار «الگوى ترقى» مىناميم و پيشرفت با مبانى معرفتشناسى و انسانشناسى اسلامى- ايرانى را بهاختصار «الگوى تعالى» نام مىنهيم.
نگرش شبهترقى غربگرا تلاشى براى حركت بر مبناى الگوبردارى از غرب و نفى فرهنگ خودى بود، اما تعالىخواهى، پيشرفت را بر پايه فرهنگ و هويت خود ترسيم مىنمود. جريان شبهترقى براى تبديل ايران به يك كشور پيشرفته غربى، در يكصد سال گذشته تلاش بسيارى نمود. اما در كنار اين امر، تعالىخواهى نيز از همين دوران شكل گرفت و در تداوم خويش منجر به شكلگيرى انقلاب اسلامى در قالب نفى غربزدگى گرديد.
بررسى تاريخى نشان مىدهد كه شبهترقىخواهى غربى پس از سالها تلاش، كمتر توفيق يافت. افزون بر اين، مشكلات فراوانى براى جامعه ايران نيز درپى آورد. بنابراين شكلگيرى انقلاب اسلامى ايران را مىتوان واكنشى به غربگرايى در يكصد سال گذشته و راهى براى پيشرفت در چهارچوب فرهنگ بومى تلقى نمود و بر همين اساس مىتوان آن را انقلابى در راستاى هويتخواهى و استقلالطلبى مردم ايران تفسير كرد.
بىگمان انقلاب اسلامى ايران نگرشى ضدغربى داشت، اما نحلههاى فكرى غربزده در ايران پس از انقلاب هيچگاه از ميان نرفت، بلكه در قالب جريانى فكرى و با قرائتها و تفسيرهاى مختلف در مقاطعى پس از انقلاب ظهور يافت. بنابراين منازعه ميان دو جريان ترقىخواه و تعالىخواه- كه از اواخر دوران مشروطيت آغاز شد و تا به امروز كه سه دهه از انقلاب اسلامى مىگذرد، تداوم يافت- شايد در آينده نيز ادامه داشته باشد. بر اين اساس يكى از چالشهاى پيشروى انقلاب اسلامى (البته با قرائتهاى خاص و بعضاً تفاسير دينى و التقاطى) تلاشهاى اين جريان شبهترقى در چالش با نگاه تعالىخواهانه خواهد بود.
در فصول آغازين متن پيشرو مىكوشيم تا شكلگيرى انقلاب اسلامى بر مبناى طرح اين دو الگو مطرح گردد و سپس جريانهاى فكرى موجود در ايران معاصر نيز مورد بررسى قرار گيرد. سپس در تحليل الگوى تعالى با استفاده از ديدگاههاى بنيانگذار جمهورى اسلامى