درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ١٤
از اين كتاب مىكوشيم تا پيشينه تاريخى انقلاب اسلامى و مسائل پس از آن در قالب چالش ميان دو الگوى «شبه ترقى غربگرا» و «تعالى اسلامى» مورد تحليل قرار گيرد و با همين الگو، مسائل سه دهه پس از انقلاب نيز بررسى شود.
يكى از ابهاماتى كه در كتاب پيشين از سوى برخى صاحبنظران مطرح شده بود، مفهوم ترقى و تعالى بود كه بهمنظور فهم بهتر و توضيح اين دو مفهوم، واژههايى به آنها اضافه گرديده است. درحقيقت تجربه يكسال تدريس اين كتاب در دانشگاه و استفاده از نظرات اساتيد و دانشجويان، زمينهاى را فراهم نمود تا به اصلاح و توضيح برخى مفاهيم مطرحشده در كتاب بپردازيم.
در اين ويراست با اضافه نمودن برخى واژهها تلاش شده ابهامات موجود برطرف شود. بنابراين واژههاى «ترقى غربزده»، «ترقى غربگرا» و «شبهترقى غربى» همگى بيانكننده الگوى شبهترقى غربگراست كه در برخى موارد در متن به اختصار از عبارت «ترقى» نيز استفاده شده است. البته علت استفاده از واژههاى مضاف به «ترقى» در عبارتهاى مختلف، دلايل خاص خود را دارد كه در متن بدان پرداخته مىشود. به همين نسبت در مقابل واژه «ترقى» از مفهوم «پيشرفت و تعالى اسلامى» استفاده شده كه مبين چارچوبه فكرى خاصى است. در متن حاضر تعابيرى نظير «پيشرفت»، «پيشرفت و تعالى»، «تعالى» و «پيشرفت و تعالى اسلامى» بهكار رفته كه همگى مبين يك چارچوبه فكرى است و در نقطه مقابل الگوى شبه ترقى غربگراست.
آشنايى و ارتباط ايران و غرب در اواخر دوران قاجاريه و نيز مقايسه وضعيت دو جامعه ايران و غرب، زمينه پرسش از عقبماندگى ايران و علل آن گرديد. در پاسخ به اين سؤال و در جهت برونرفت از اين وضعيت و پيشرفت ايران، دو نگرش متفاوت بهوجود آمد كه مىتوان از آنها در قالب دو پارادايم فكرى و يا دو الگوى متمايز براى پيشرفت ايران نام برد: يكى «الگوى ترقى» كه خود به دو الگوى شبهترقى غربگرا (در دوره قاجاريه) و الگوى باستانگرايى شبهترقى (در دوره پهلوى) تقسيم مىگردد و دوم «الگوى پيشرفت و تعالى اسلامى» كه بهاختصار «تعالى» ناميده مىشود.