درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ٣٦
ج) گسترش روابط ايران و غرب و بررسى علل عقبماندگى[١] ايران
از نظر سياست خارجى، دولت قاجار در وضعيت اسفناكى بود؛ بدينبيان كه قاجارها مجبور بودند همواره به ديگر كشورهاى قدرتمند آن زمان نظير روسيه و انگلستان امتياز دهند. اين امتيازدهى بىشك از سقوط قاجاريه جلوگيرى مىنمود و در حفظ و استقرار نظام مؤثر مىافتاد.
به سخن ديگر، در قرن نوزدهم شكستهاى نظامى پىدرپى ايران از روسيه و انگلستان دولت قاجار را واداشت تا بهمنظور حفظ ثبات خود امتيازهاى اقتصادى و تجارى زيادى را به اين كشورها اعطا كند و وضعيت كشور را به شكلى «نيمهاستعمارى» بدل سازد.[٢] از سوى ديگر، در اين دوران ارتباط ايران با ديگر كشورها گسترش يافت؛ آنگونهكه صدها تن از بازرگانان، ديپلماتها، سياحان، دانشجويان، اشراف و درباريان براى نخستينبار به اروپا سفر كردند و از نزديك با فرهنگ و تمدن نوين اروپا آشنا شدند. افزون بر آنان، هزاران ايرانى از مناطق مختلف كشور ازجمله آذربايجان، گيلان، فارس و بوشهر براى يافتنكار به مناطق و كشورهايى همچون روسيه، قفقاز، هندوستان و امپراتورى عثمانى مهاجرتكردند.
از اينسو نيز با گسترش روابط سياسى و اقتصادى ايران با جهانِ خارج، بازرگانان، ديپلماتها و سياحان اروپايى وارد ايران شدند و بدينترتيب ارتباط نزديكى بين ايرانيان و خارجىها برقرار شد. بدينگونه، مفاهيم تازهاى چون ترقى، قانون، احزاب و مطبوعات در ذهن روشنفكران راه يافت.
موضوع مهمى كه در اين دوران تأثيرات فكرى بسيارى بر ايرانيان نهاد و آنان را به فكر فرو برد، جنگهاى ايران و روس و شكست ايران از روسيه بود؛ امرى كه موجب شد پرسشى
[١]. دو عبارت عقبماندگى و عقب نگاهداشته شدن از نظر معنا شباهتهايى دارند. عقبماندگى بيشتر تحتتأثير عوامل داخلى است و عقب نگاهداشته شدن متأثر از عوامل بيرونى. در كتاب پيشرو براى هر دو مفهوم لفظ عقبماندگى بهكار رفته، ازاينرو خواننده با قراين موجود مىتواند تشخيص دهد كه در هر بحث منظور از عقبماندگى كدام معناست.
[٢]. بنگريد به: كاظمزاده، روس و انگليس در ايران، ص ٢٥- ١٥.