درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ١٨٨
استراتژيكى[١] است كه افزونبر از بين بردن تأسيسات زيربنايى، اهداف روانى را نيز نشانه مىرود كه همان تخريب روحيه دشمن، تضعيف اراده غيرنظاميان براى مشاركت در جنگ و ايجاد يأس و نوميدى در جامعه است.[٢] ٢. برچسب زدن: در اين تاكتيك، رسانهها واژههاى مختلف را به صفات مثبت و منفى بدل مىكنند و آنها را به گروهها يا نهادهاى مختلف نسبت مىدهند. درحقيقت برچسبزنى يا اسمگذارى، براى رد كردن باور و انديشهاى بدون بررسى شواهد، مورد استفاده قرار مىگيرد.[٣] براى نمونه، رسانههاى كشورهاى غربى با منفىسازى مفهوم «بنيادگرايى» و اطلاق آن به كشورهاى اسلامى، سعى مىكنند در اذهان عمومى مخاطبان، چهرهاى منفى از اين كشورها ايجاد كنند. مثلًا آنها مقاومت مشروع مردم مظلوم فلسطين و لبنان را تروريسم مىنامند و يا حمايت ايران از اين مبارزان را حمايت از تروريسم مىخوانند.
كاركرد انگارهسازى در تلويزيونهاى ماهوارهاى، تغيير مفاهيم و تصاوير خبرى براى دگرگون نمودن نگاه ماست. اين تغيير ابتدا احساس و تخيل ما را تحتتأثير قرار مىدهد و سپس برخى انگارههاى قديمى را در ذهن ما مخدوش مىكند تا باورهاى جديدى را بهجاى آن بنشاند. اين شيوه، شگرد انگارهسازى شبكههاى ماهوارهاى غرب است.[٤] ٣. شايعه: اين روش، انتقال شفاهى پيامى است كه براى برانگيختن باور مخاطبان و تأثير در روحيه آنان صورت مىگيرد. مطالب كلى شايعه، مسائلى است كه مخاطب نسبت به آن حساسيت بالايى دارد. هر شايعه ممكن است دربرگيرنده بخشى از واقعيت باشد (تاكتيك تسطيح در شايعهسازى)، ولى ضريب نفوذ آن به درجه ابهام و اهميت آن بستگى دارد. به ديگر بيان، هرقدر شايعه درباره مسائل «مبهم» و «مهم» باشد، به همان مقدار ضريب نفوذ
[١].Strategic Bombing .
[٢]. ضيايىپرور، جنگ نرم، جنگ رسانهاى، ص ١٢؛ تزو، هنر جنگآورى، ص ٤٢.
[٣]. سورين و تانكارد، نظريههاى محورهاى ارتباطات، ص ١٥٢.
[٤]. مسعودى،« روشهاى جديد خبرى در جنگ دوم خليج فارس»، پژوهش و سنجش، ش ٣٤.