درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ٩٢
نگاهىيكسان نسبت به امور مىشود.[١] فرايند بسيج سياسى در ايران با نارضايتىهاى عمومى و آگاهىبخشى به مردم شروع شد. مسلط كردن ضدارزشها بر جامعه و جريحهدار شدن احساسات مذهبى مردم در ميان اين نارضايتىها بيشتر بهچشم مىآيد. درپى وخيم شدن اوضاع، كادر برجسته انقلابى، مردم را از وضعيت نابسامانى كه داشتند، آگاه كرد و همچنين آنها را براى استفاده از امكانات و توانايىهايشان درجهت تغيير اوضاع هوشيار نمود.[٢] البته در اين مقطع، نقش امام خمينى (قدس سره) در دوران تبعيد و ارتباط ايشان با نيروهاى داخلى نيز بسيار مهم است.
علل پيوستن مردم به مخالفين: اينكه چرا مردم به صورت گسترده به جبهه مخالفان رژيم پيوستند، دلايلى چند دارد:
١. شاه هرگز به گروههاى مخالف اجازه فعاليت نداد و براى نيروهاى جديد اجتماعى نيز فضاى باز سياسى بهوجود نياورد. او بين رژيم و طبقات اجتماعى ارتباطى برقرار نكرد و پايگاه سلطنت استبدادى را كه بهكمك كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ زنده مانده بود، وسيعتر ساخت. شاه از اين سو، پايگاه سياسى رژيم را محدودتر كرد و حتى رشتههايى را كه در گذشته، سلطنت مطلقه را با طبقات متوسط سنتى پيوند مىداد، از هم گسلاند.[٣] ٢. توانايى روحانيان در بسيج مردم بسيار زياد بود؛ توانى كه عمدتاً حاصل ديدگاه احياگرانه اسلامى بهشمار مىرفت. اين ديدگاه كه پرورش انسان نوين و پاكسازى جامعه از نشانههاى فرهنگ و تمدن غربى را وعده داد، مردم را به صحنه آورد و بدينترتيب پشتيبانى، مبارزه و حتى فداكارىهاى اين مردمِ «هميشه در صحنه» را ممكن ساخت.[٤] ٣. وجود يك رهبر كه فرمانش براى مردم در حكم واجب شرعى بود، سبب مىگرديد[٥]
[١]. گلمحمدى،« زمينه بسيج مردمى در انقلاب اسلامى»، راهبرد، ش ٩، ص ٨٩.
[٢]. بنگريد به: مدرسى، استراتژى اسلامى، ص ٧٨.
[٣]. گلمحمدى،« زمينه بسيج مردمى در انقلاب اسلامى»، راهبرد، ش ٩، ص ٨٩.
[٤]. عيوضى، جامعهشناسى سياسى اپوزيسيون عصر پهلوى، ص ١٧٥.
[٥] عيوضى، محمد رحيم، درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران، ١جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: نوزدهم، ١٣٩١.