درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ٢٧
فرهنگى، نوع ايدئولوژى انقلابى و نيز مجموعه خصوصيات و اقدامات پيشين حكومت.[١]
چهار. رهبرى و نهادهاى بسيجگر
چنانچه سه عامل نارضايتى، ايدئولوژى جايگزين و روحيه انقلابى در سطح جامعه و مردم پديدار گردد، اما رهبرى و نهادهاى بسيجگر وجود نداشته باشد، انقلاب به پيروزى نخواهد رسيد. بنابراين پيروزى انقلاب نيازمند رهبرى است تا بتواند با استفاده از نارضايتىهاى موجود و ايدئولوژى جايگزين، انقلاب را به پيش برد. ازاينرو، هرگاه رهبر و يا نهادهاى بسيجگر جامعه بتوانند به فعالسازى نارضايتىها، مطرح كردن ايدئولوژى جايگزين، هدايت روحيه انقلابى و مديريت حركت انقلابى بپردازند، براندازى نظام حاكم محقق خواهد شد.
انقلاب ممكن است داراى رهبرى واحد باشد (مانند رهبرى امام خمينى)، يا اينكه به صورت مشترك انجام پذيرد و يا آنكه در هر مرحله، فرد خاصى رهبرى آن را برعهده داشته باشد. براى مثال، در ميان رهبران انقلاب فرانسه نام سه نفر (ميرابو، دانتون و روبسپير) به چشم مىخورد.[٢] اصولًا يكى از ويژگىهاى انقلاب اسلامى كه با انقلابهاى معروف جهان متفاوت به نظر مىرسد، رهبرى واحد در سه مرحله پيدايى، پويايى و پايايى انقلاب است. اين تمركز رهبرى در انقلابهايى چون انقلاب فرانسه و شوروى سابق كمتر ديده مىشود.
چكيده
١. انقلاب از نظر واژگانى بهمعناى تغيير شكل و از نظر سياسى- اجتماعى بهمعناى دگرگونى در ساختار سياسى و اجتماعى جامعه است.
٢. انقلابها بر دوگونه سياسى و اجتماعىاند. انقلاب سياسى تغيير ساختار سياسى بدون تغيير ساختار اجتماعى است؛ حالآنكه انقلاب اجتماعى تغيير ساختارهاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى جامعه است.
٣. درباره چيستى انقلاب، برخى آن را براساس نيّات انقلابيون، برخى برپايه پيامدهاى
[١]. همان، ص ٢٥.
[٢]. همان، ص ٢٧.