درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ١٩١
ناشيانه و ناهشيارانه مفتون اين عمليات روانى مىشود.
٧. انسانيتزدايى و اهريمنسازى: يكى از مؤثرترين شيوههاى توجيه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و يا سخت)، انسانيتزدايى است. بىشك وقتى حريف از مرتبه انسانى خويش تنزل يافت و در قامت اهريمنى در ذهن مخاطب ظاهر شد، مىتوان اقدامات خشونتآميز عليه او را توجيه كرد. در اين تاكتيك با استفاده از برچسبزنى و نسبت دادن صفات منفى به حريف، به توجيه حملات و تهاجمات عليه رقيب مىپردازند. پيش از حمله آمريكا به افغانستان و عراق، رسانههاى ايالات متحده تصويرى مملو از رفتارهاى تروريستى، وحشىگرانه و ضدانسانى از طالبان و صدام در ذهن مخاطبان خويش مىنشاندند؛ بهگونهاىكه تروريست و صدام مترادف هم قلمداد مىشد.
٨. ارائه پيشگويىهاى فاجعهآميز: در اين روش با استفاده از آمارهاى ساختگى و ساير شيوههاى جنگ روانى (مانند كلىگويى، پاره حقيقتگويى و اهريمنسازى) به بيان پيشگويىهاى مصيبتبار مىپردازند تا بتوانند حساسيت مخاطب را نسبت به آن افزايش دهند و برپايه ميل و هدف خويش افكار وى را جهت بخشند. از اين تاكتيك در تبليغات انتخاباتى استفاده مىشود كه نمونههاى بسيارى از آن را مىتوان در انتخابات اخير رياست جمهورى مشاهده كرد. ارائه اخبار و آمارهاى دروغين از وضعيت سياسى و اقتصادى كشور و فاجعهآميز بودن آينده كشور در صورت تداوم وضع موجود، نمونهاى از اين روش است.
٩. برجستهسازى: ازجمله مفاهيم مرتبط با تاكتيكهاى انتخاباتى، مفهوم برجستهسازى است كه نخستينبار در دهه ١٩٦٠ ازسوى برنارد كوهن بهگونهاى استعارى مطرح گرديد. او در نتيجهگيرى يكى از تحقيقات خود جملهاى را بازگفت كه به جمعبندى كلاسيك مفهوم برجستهسازى معروف است:
رسانهها ممكن است به ما نگويند كه چگونه بينديشيم، اما بىشك به نحو شگفتآورى در گفتن اين نكته كه به چه چيزى بينديشيم، موفقاند.
اما اصطلاح برجستهسازى را نخستينبار مك كومب و دونالدشا در جريان تحقيقات