درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ١٨٥
عمومى با هدف نهايى تغييرات اجتماعى و سياسى.
همچنين در اين نوع براندازى تلاش مىشود در بسترى از چارچوبهاى قانونى و ارتباطات اجتماعى، ابتدا ميزان مشروعيت و مقبوليت مهاجم در آن جامعه افزايش يابد و سپس از طريق راههاى بهاصطلاح دموكراتيك و با پشتوانه قدرت اجتماعى، دگرگونى نظام سياسى و يا نخبگانِ اجرايى محقق شود. در اين چارچوب، ابعاد سخت تهديد به فراموشى سپرده مىشود.
درواقع برخلاف تهديدهاى سخت، ابعاد نرم تهديد تا حدى نوين بوده و مبين وجود نوع جديدى از قدرت است كه از آن به قدرت نرم ياد مىشود. بر اين اساس در براندازى نرم، برخوردارى از قدرت نرم و استفاده از آن براى عملى ساختن «تهديدهاى نرم» اهميت بسزايى دارد؛ زيرا قدرت نرم مولد تهديد نرم است و تهديد نرم نيز ابزارهاى نرم و نامحسوس را به استخدام مىگيرد. براى مثال، رخنه در ارزشها و هنجارهاى اجتماعى و فرهنگى جامعه، ابزارى نامحسوس است كه عمدتاً در جنگ نرم استفاده مىشود.
بنابراين جنگ نرم را مىتوان هرگونه اقدام نرم، روانى و تبليغات رسانهاى دانست كه جامعه هدف را نشانه مىرود و بدون درگيرى و استفاده از زور و اجبار، آن را به شكست وامىدارد. جنگ روانى، جنگ سفيد، جنگ رسانهاى، عمليات روانى، براندازى نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملى و انقلاب رنگى، از اشكال جنگ نرم است.
٤- ٢. پيشينه تاريخى جنگ نرم
جنگ نرم و مفاهيم مشابه آن نظير عمليات روانى، جنگ روانى، قدرت نرم و جنگ سفيد قدمتى ديرينه دارد. نوع نگاه و ارتباطات چهرهبهچهره و غيركلامى، سادهترين و البته قديمىترين روشهاى عمليات روانى است. اما بررسى علمى آن بعد از شروع جنگ سرد و در اوج آن، يعنى در دهه ١٩٧٠ با مشاركت استادان برجسته علوم سياسى و علوم ارتباطات (مانند جوزف ناى، هارولد لاسول و جان كالينز)، اعضاى برجسته سازمان جاسوسى آمريكا (CIA) و فرماندهان ارشد پنتاگون، مركزى با نام «كميته خطر جارى» تأسيس شد و درپى آن نيز