درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ١٥٩
بلافاصله پس از پيروزى انقلاب اسلامى، نخستين مركز جهاد اسلامى فلسطين در نوار غزه پديد آمد.[١] اما دستهاى ديگر وابسته به جنبش و گروهى خاص نيستند، بلكه پديدهاى جديدند؛ مانند نهضت اجراى فقه جعفرى پاكستان. اگرچه دسته اخير بيش از دسته نخست، مدافع انقلاب اسلامى است، همه اين گروهها در پيروى از رهبرى انقلاب اسلامى و الگو قراردادن آن اشتراكنظر دارند.
در اين ميان، برخى ديگر از گروهها و جنبشها متأثر از تجديد حيات اسلام- كه از آثار انقلاب اسلامى ايران در قرن اخير است- از حالت ركود و انفعال خارج شده و با نيرو و سازماندهى جديدى به مبارزه نظامى و سياسى عليه حكومت و دولتهاى حاكم پرداختهاند؛ همچون حركت اسلامى در بيتالمقدس و الخليل كه پس از انقلاب اسلامى گسترشى خيرهكننده يافت.[٢] از ديگر گروههاى سياسى مهم، حزبالله است كه بيش از هرگروه اسلامى- سياسى ديگر تحتتأثير انقلاب اسلامى ايران قرار دارد. افزون بر زمينههاى مشترك موجود بين ايران و لبنان، انگيزههاى ديگرى نيز موجب چنين تأثير شگرفى شده است: يكى پذيرش رهبرى انقلاب اسلامى در مقام رهبر دينى و سياسى ازسوى حزبالله و ديگرى نيز حمايتهاى ايران از آن. همچنين حزبالله از حيث اقتصادى و اجتماعى با اعطاى كمكهاى تحصيلى به مستضعفان، توزيع داروى رايگان بين بيماران، تقسيم آب بين نيازمندان و ارائه خدمات درمانى به محرومان، بهشدت فعال است. با اين همه، حزبالله از لحاظ نظامى از اسلحه و جنگ جدا نيست، بلكه برپايه اصل جهاد همواره آماده پاسخگويى به حمله احتمالى دشمن صهيونيستى است؛[٣] چنانكه در جنگ ٣٣ روزه ١٣٨٥، شاهد آن بوديم.
حزبالله لبنان در بُعد سياسى نيز سخت از انقلاب اسلامى ايران الگو گرفته و برخلاف جنبش امل، رهبرى انقلاب ايران را در دو بعد سياسى و مذهبى و برپايه اصل ولايت مطلقه
[١]. شقاقى، انتفاضه و طرح اسلامى معاصر، ص ٨٧ و ٨٨.
[٢]. همان، ص ١١٤.
[٣]. همان.