درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ١٤٨
الف) دستاوردهاى انقلاب اسلامى در سطح داخلى
دستاوردهاى داخلى را بر مبناى هويتخواهى مىتوان در دو محور سياسى و فرهنگى بررسىنمود.
يك. دستاوردهاى سياسى
١. سرنگونى نظام شاهنشاهى و استقرار حاكميت الهى
حاكميت طولانى مدت نظام شاهنشاهى بر ايران، معيارهايى را بر اين كشور حاكم ساخته بود كه سعادت، عزت و سربلندى ملت در آن جايى نداشت. در فرهنگ مردم، نظام شاهنشاهى با زر و زور و تزوير، فساد، حقكشى و بىعدالتى و در يك كلام، ضدارزشها مترادف بود. از يكسو، رژيم پهلوى به پندار حاكميت ٢٥٠٠ ساله نظام شاهنشاهى بر ايران، حيات و دوام خود را سنت محتوم تاريخى مىدانست و از سوى ديگر، سرمايه گذارىهاى آمريكا و غرب در ايران، رژيم شاه را چنان مقتدر و مسلح ساخته بود كه هرگونه تصور تزلزل يا سقوط آن را ناممكن مىساخت. با اين حال، انقلاب اسلامى در عينىترين دستاورد خود، اين نظام را درهم كوبيد و نهال طيبه «استقلال، آزادى و جمهورى اسلامى» را در اين كشور نشاند.[١] نظامهاى رايج سياسى در نظريههاى انديشمندان جهان ريشه دارد كه در طول تاريخ براساس نيازهاى مقطعى بدان دست يافتهاند. براى نمونه، پس از تجربه قرون وسطا در اروپا و حاكميت زورمدارانه كليسا بهنام دين، «ليبرال دموكراسى» غرب، راهكارِ كنار نهادن دين و ناكارآمد جلوه دادن آن را برگزيد. در اين رهگذر، با اثرپذيرى انديشمندان مسلمان از اين نظريه، رفتهرفته اسلام به مجموعهاى از احكام فردى بىتأثير و كممحتوا بدل شد كه در سرنوشت اجتماعى بشر هيچ نقشى نداشت. با انقلاب اسلامى ايران موضوع تقيد به دين ديگربار تأييد گرديد و در بسيارى از اصول و فصول قانون اساسى مورد توجه قرار گرفت. وضعيت تقيد و تبعيت از قوانين الهى، نظام جمهورى اسلامى را درست در برابر نظامهاى فاشيستى مىنشاند كه در آنها، حكومت بر اخلاق و مذهب حاكم است.
[١]. امين،« انقلاب اسلامى، پيامدها و رهآوردها»، فصلنامه صباح، ش ٢ و ٣.