درآمدى تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران - عيوضى، محمد رحيم؛ هراتى، محمد جواد - الصفحة ١١٣
بهدستآوردن يك حكومت؛ براى اينكه اسلام را از شر ابرقدرتها و جنايتكارهاى خارجى و از شر سليقههاى كج داخلى ... نجات بدهد.[١] حضرت امام (قدس سره) انقلاب را ناشى از تحول درونى، برگرفته از هويت خودى و پاسخى به چالشهاى هويتى مىدانست:
انقلابى كه در ايران واقع شد، يك انقلابى در باطن مردم حاصل شد ... اين انقلابِ درونى است كه پيدا شد در اين كشور و در اين مملكت، و نيست الا به عنايات خداى تبارك و تعالى.[٢] پيروزى را ما بايد از انقلاب درونى مردم جستجو كنيم و تا اين معنا حاصل نشود، انقلابها يك انقلابهاى تحويل قدرت از او به قدرت ديگر است و وضع براى ملت همان جور كه بوده، مىباشد.[٣] امام (قدس سره) همچنين دو روز پس از ورود به پاريس، در پيامش به طلاب، دانشجويان و دانشآموزان سراسر كشور، خواستههاى مقدماتى ملت را اينگونه بازمىگويد: «رسيدن به سعادت، آزادى، استقلال، حكومت عدل اسلامى، عدالت حقيقى و برخوردارى از نعمتهاى الهى».[٤] در اين خواستهها نيز بهخوبى مىتوان موضوع استقلال و رسيدن به سعادت از اين طريق را مشاهده نمود.
در پيامى ديگر، امام (قدس سره) اينگونه تأكيد مىكند: «در اين نهضت مقدس، تشكيل حكومت اسلامى سرلوحه اهداف آن است و ضمانت از آزادى و استقلال [نيز] از ثمرات آن.»[٥] در اين زمان شعار استقلال[٦] بهعنوان يكى از مهمترين شعارها نقش مهمى دارد.
[١]. همان، ج ٢٠، ص ٢٠٣.
[٢]. همان، ص ٤٧٨.
[٣]. همان، ص ٤٧٨ و ٤٧٩.
[٤]. همو، كوثر، ج ٢، ص ٨٥ و ٨٦.
[٥]. همو، صحيفه امام، ج ٤، ص ٣١٢.
[٦]. همو، صحيفه نور، ج ١، ص ٥٩٢- ٥٩٠.