در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٠ - ٢ - خليفه دوم
محمّد بن خالد ضبى مى گويد:
( (عمر بن خطّاب روزى سخنرانى كرد وگفت: اگر شما را از آنچه مى دانيد، به آنچه نمى دانيد، برگردانيم، چه مى كنيد؟ همه ساكت شدند. او تا سه بار اين جمله را تكرار كرد. على (ع) برخاست و فرمود: اى عمر! در اين صورت، تو را به توبه وادار مى كنيم؛ اگر توبه كردى، تو را مى پذيريم. عمر گفت: اگر توبه نكنم؟ حضرت فرمود: در اين صورت گردنت را مى زنيم. عمر گفت: سپاس خدايى را كه در اين امّت كسى را قرار داد كه اگر كج رفتيم، كجى ما را راست كند)).[١]
ثور بن يزيد ديلى مى گويد:
«عمر درباره حدّ شخصى كه شراب خورده بود، مشورت كرد. على (ع) در جواب گفت: هشتاد ضربه به او بزن؛ زيرا اگر شراب بخورد، مست مى شود و اگر مست شد، هذيان مى گويد واگر هذيان گفت، افترا مى بندد. از آن پس، عمر هشتاد ضربه در حدّ شراب مى زد».[٢]
اذينه عبدى گويد:
«نزد عمر رفتم و از او پرسيدم: عمره را از كجا آغاز كنم؟ گفت: نزد على برو و از او سؤال كن».[٣]
[١] - مناقب خوارزمى: ٩٨( با تحقيق مالك محمودى).
[٢] - كنز العمّال: ٣/ ١٠٠؛ شرح موطّأ زرقانى: ٤/ ٢٥.
[٣] - الفائق فى حديث، زمخشرى: ٢/ ٤؛ استيعاب، ابن عبدالبر: ٣/ ١١٠٣.