در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٦ - ويژگى سوم اخبار غيبى وكرامات امام على(ع)
«على (ع) سخنرانى مى كرد واز فتنه ها وجنگ هاى خونين مى گفت. جوانى به نام اعشى باهله (عامر بن حارث)، برخاست وگفت: اى امير مؤمنان! اين سخن تو به خرافات شباهت دارد!
على (ع) فرمود: اى جوان! اگر در گفتارت گناهكار باشى، خداوند تو را به وسيله تير جوانى از قبيله ثقيف از بين ببرد، آنگاه ساكت شد. گروهى پرسيدند: اى امير مؤمنان! جوان ثقيف كيست؟ فرمود: جوانى است كه فرمانرواى شهر شما مى شود. از هتك هر نوع حرمت الهى، فرو گذارى نمى كند وبا شمشيرش گردن اين جوان را مى زند. گفتند: اى امير مؤمنان! چند سال فرمانروايى مى كند؟ فرمود: بيست سال اگر به آن برسد. گفتند: آيا او را مى كشند، يا به مرگ طبيعى مى ميرد؟ فرمود: به وسيله درد شكم با مرگ طبيعى مى ميرد. تختش را سوراخ مى كند به جهت زيادى آنچه از شكمش خارج مى شود.
اسماعيل بن رجا مى گويد: «به خدا سوگند! به چشم خود اعشى باهله را ديدم كه همراه با تعدادى از لشكريان عبد الرحمان بن محمّد بن اشعث، اسير شده بود. او را مقابل حجّاج حاضر كردند، حجّاج او را ملامت وسرزنش كرد، ودر باره شعرى كه به وسيله آن عبد الرحمان را به جنگ تشويق مى كرد، از او سؤال نمود، سپس در همان مجلس گردن او را زد».[١]
[١] - شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد: ٢/ ٢٨٩.