در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٨ - ١ - خليفه اول
كه انگشت كوچك من در انگشت كوچك او بود لكن سخن گفتن از او مشكل است. برويد از على ابن ابى طالب (ع) سؤال كنيد.
نزد على (ع) آمدند وگفتند: اى ابا الحسن! پسر عمويت را براى ما وصف كن. حضرت فرمود: رسول خدا نه زياد بلند قد بود ونه زياد كوتاه قد؛ رنگ پوستش سفيد بود كه به سرخى مى زد؛ مويش زياد پيچيده نبود؛ موى سرش به موى محاسنش مى رسيد؛ پيشانى اش گشاده بود؛ سياهى چشمانش در نهايت سياهى بود؛ موى وسط سينه تا نافش لطيف ونازك بود؛ دندانهاى پيش او مى درخشيد؛ بينى اش كشيده و وسط آن بر آمده بود؛ گردن او كشيده بود؛ موهاى بدنش از زير گردن تا ناف كشيده مى شد و سياه و خوشبو بود و غير از آنها موى ديگرى در بدن و سينه آن حضرت نبود؛ پنجه وكف پاهاى او درشت بود؛ زمانى كه راه مى رفت، مانند اين بود كه از بلندى به پايين مى رود وهنگامى كه روى بر مى گرداند، همه بدن را مى گرداند؛ زمانى كه بلند مى شد، مردم كوتاهتر از او بودند و هنگامى كه مى نشست، از مردم بلندتر بود؛ زمانى كه سخن مى گفت، مردم گوش فرا مى دادند وهنگامى كه سخنرانى مى كرد، مردم را به گريه مى انداخت؛ او مهربان ترين شخص براى مردم بود؛ براى يتيم، پدرى مهربان ونسبت به بيوه ها جوانمرد بود؛ شجاع ترين مردم و بخشنده ترين آنان بود؛ صورتش درخشنده تر از آنان بود؛ لباسش عبا