در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٧ - ويژگى سوم اخبار غيبى وكرامات امام على(ع)
فخررازى در باره كرامات على (ع) در ذيل آيه: أَمْ حَسِبْتَ أن أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا؛[١] آيا گمان كردى اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟، مى نويسد:
«روايت شده است غلام سياهى كه يكى از دوستداران على (ع) بود، دزدى كرد. او را نزد على (ع) آوردند. به او گفت: آيا دزدى كردى؟ گفت: بلى. حضرت دست او را بريد.
او، از پيش على (ع) رفت. سلمان فارسى و ابن الكوّا در راه با او ملاقات كردند. ابن الكوّا پرسيد: چه كسى دست تو را قطع كرد؟ گفت: اميرمؤمنان، فرمانرواى مسلمانان، داماد پيامبر و همسر بتول! ابن الكوّا پرسيد: دستت را بريده وتو او را ستايش مى كنى؟ گفت: چگونه او را ستايش نكنم، در حالى كه به حقّ، دستم را بريد و مرا از آتش رها ساخت. سلمان سخن او را شنيد وعلى (ع) را آگاه ساخت. آن حضرت، او را خواست ودستش را بر بازويش گذاشت وآن را با حوله اى پوشاند ودعا كرد. آنگاه صدايى از آسمان شنيديم: پارچه را از دست او بردار، آن را برداشتيم، دست او به اذن خدا ولطف نيكوى او خوب شده بود)).[٢]
ابوذر مى گويد:
«پيامبر (ص) مرا فرستاد تا على (ع) را فرا بخوانم، به خانه آن حضرت آمدم و او را صدا زدم، جواب نداد. برگشتم ورسول خدا (ص)
[١] - كهف( ١٨): ٩.
[٢] - التفسير الكبير، فخر رازى: ٢١/ ٨٨.