پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤٢ - حاصل تحقیق
این آیات شریف چنان که در دو آیه سوره اسرا که در گذشته ذکر شد ملاحظه کردیم از احتجاج خداوند بر بشر در روز قیامت سخن می گوید و این آیات نیز دلالت دو آیه سوره اسرا را مبنی بر حتمی وجود امام حقی در هر زمان، که خداوند متعال در رابطه با هدایت و گمراهی مردم و انطباق اعمال آنان با دین مستقیم الهی به او بر اهل همان عصر و زمان «کل أُمة» و «کل أُناس» احتجاج می کند، مورد تأکید قرار می دهد.
روشن است که مقتضای این که امام حجّت خدا بر مردم باشد این است که وی خود ابتدا دانای به شریعت الهی باشد تا بتواند خلق را به سوی این شریعت هدایت کند و برای قیام به این مسئولیت مهم در میان مردم حضور داشته باشد و ثانیاً این که به کارهای قوم خود احاطه داشته باشد تا عنوان شهید و شهادت بر او صدق نماید یعنی بتواند بر موافقت یا مخالفت آن مردم با دین مستقیم الهی در روز قیامت شهادت دهد.
پیدا است شهادتی که در این آیات ذکر شده مطلق است. «آنچه از ظاهر کلام همه مفسران بر می آید مطلق بودن این شهادت است که عبارت است از شهادت بر اعمال امت ها و حتی تبلیغ رسولان و پیامبران»[١]زمخشری نیز در تفسیر کشّاف به این نکته تصریح کرده و گفته است: «این بدان دلیل است که رسولانِ امت ها شاهدانی هستند که بر تبلیغ خویش نیز شهادت می دهند»[٢]، وی هم چنین در بیان معنی شهید گفته است: «او کسی است که هم به نفع و هم به ضرر مردمان شهادت می دهد، شهادت به ایمان و تصدیق، یا شهادت بر کفر و تکذیب»[٣].
حال باید به این نکته اشاره کرد که شاهدی که قصد شهادت دادن بر گروهی را دارد باید زنده و معاصر با آنان بوده، وفات نکرده باشد، چنان که قول خداوند متعال از زبان حضرت عیسی(علیه السلام)بر همین نکته دلالت دارد:
وَ کُنت عَلَیهِمْ شهِیداً مَّا دُمْت فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنی کُنت أَنت الرَّقِیب عَلَیهِمْ وَ أَنت عَلی کلِّ شیْء شهِید ;و تا وقتی در میانشان بودم بر آنان گواه بودم; پس چون روح مرا گرفتی، تو خود بر آنان نگهبان بودی، و تو بر هر چیز گواهی[٤].
[١] تفسیر المیزان ١ / ٣٢.
[٢] تفسیر کشّاف ٣ / ٤٢٩.
[٣] تفسیر کشّاف ٢ / ٦٢٦.
[٤] مائده/ ١١٧.