پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٧ - نبرد با بدعت ها و نفی تحریف غالیان و باطل پویان
آن حضرت با کسانی که دین و مقدسات اسلامی را وسیله کسب در آمد خود ساخته و در راه گمراهی مردم تلاش می کنند شدیداً برخورد کرده آنان را از این کار باز می دارد. به همین سبب، از جمله کارهایی که آن حضرت از ابتدا به آن مبادرت می نماید کوتاه کردن دست متولیان رسمی کعبه است; وی آنان را در نزد مردم رسوا می کند تا فریب آنان را نخورند چرا که آنان «دزدان خدا»هستند[١].
سیره جهادی
امام منتظر - عجّل الله فرجه - با شمشیر قیام می کند البته ظهور آن حضرت پس از اتمام حجت کامل و آشکار شدن کامل حقایق و گشوده شدن درهای حق و بسته شدن راه های باطل و وقوع معجزات و کرامات که دلالت بر برخورداری آن حضرت از تأییدات الهی دارد و یاری فرشتگان شرکت کننده در جنگ بدر و در اختیار داشتن پیراهن یوسف، عصا و سنگ موسی، انگشتری سلیمان، زره و شمشیر و پرچم پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)و سایر میراث های پیامبران و آشکار شدن همه آن ها برای او، صورت می گیرد[٢]و آشکار می گردد که او به حق ادامه دهنده راه پیامبران خدا است و برای محقق کردن اهداف الهی انبیا و برقرار کردن عدالت آسمانی تلاش می کند; و با آشکار شدن همه این نشانه ها، جز منحرفان و مفسدانی که جز فساد و آزار و ستم از آن ها توقع نمی رود، کسی بر عقاید باطل پافشاری نمی کند و پاک کردن دولت مهدوی از لوث چنین کسانی واجب و لازم است به همین جهت می بینیم که سیره جهادی امام(صلی الله علیه وآله)در برابر ستمگران و منحرفان آمیخته با قاطعیت، احتیاط و مقاومت بوده جنبنده ای از آنان بر روی زمین باقی نمی گذارد و اجازه فعالیت های فساد آلود را به آنان نمی دهد.
مضافاً به این که بنا به تصریح احادیث شریف حضرت مهدی منتظر - عجّل الله فرجه - همواره به سیره و روش جد بزرگوار خود پیامبر اکرم و وصی او حضرت امام علی - صلوات الله علیهما و آلهما - عمل می کند پس تا ایمان و دین حق را بر آنان عرضه نکند و با دلایلی که در نزد خود آن ها مورد قبول باشد با آنان به محاجّه نپردازد شروع به جنگ نخواهد کرد[٣]که در جریان بیرون آوردن تورات و انجیل توسط آن حضرت اشاره ای بدان داشتیم و این قضیه مهم دیگری در رابطه با سیره جهادی آن حضرت است.
[١] إثبات الهداة ٣/ ٤٤٩، ٤٥٥.
[٢] اثبات الهداة/ ٤٣٩ ـ ٤٤٠ ، ٤٩٤، ٤٧٨، ٤٨٧، ور.ک عقد الدرر/ ١٣٥، الفصول المهمة/ ٢٩٨، کفایة الاثر/ ١٤٧، ابن حماد/ ٩٨، القول المختصر/ ٣٤، برهان متقی/ ١٥٢.
[٣] کافی ٨ / ٢٢٧ و به نقل از آن، اثبات الهداة ٣ / ٤٥٠ .