پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٤ - صادر کردن نامه ها «توقیعات»
اقدام برای اثبات وجود امام(علیه السلام)و شناساندن وکیلان آن حضرت به شیعیان، گاه به درز کردن بعضی از اخبار به دستگاه حکومتی منجر می گردید که در چنین مواردی امام(علیه السلام)خود برای حفاظت از سازمان وکیلان وارد عمل می شدند تا نقش مطلوب این سازمان در زمان غیبت صغری حفظ شود به عنوان مثال، ثقة الاسلام کلینی در کتاب کافی از حسین بن حسن علوی نقل می کند که گفت: «مردی از ندیمان «روزحسنی»[١]و شخص دیگری که همراه او بود به وی گفتند: این همان کسی است که اموال را برایش جمع می کنند و دارای وکیلانی است. سپس نام همه وکیلان امام زمان را در شهرهای مختلف برشمرد این مطلب به گوش وزیر، عبیدالله بن سلیمان رسیده او قصد دستگیری آنان را نمود خلیفه گفت: بگردید و ببینید این مرد کجا است؟ چرا که این مسأله بسیار مهم است عبیدالله بن سلیمان پاسخ داد: آیا همه وکلا را دستگیر کنیم؟ خلیفه پاسخ داد: نه اما گروهی ناشناس را با مقداری پول به نزد آن ها می فرستیم، هر کس از این افراد پول گرفت او را دستگیر می کنیم راوی گوید در همان روزها نامه ای از وجود مقدس امام زمان(علیه السلام)به همه وکیلان صادر گردید که از آن تاریخ از هیچ کس پولی دریافت نکرده، از قبول آن امتناع کنند و وکالت آن حضرت را انکار کنند. راوی گوید: آنان مردی را به نزد محمد بن احمد فرستادند که او را نمی شناخت. آن مرد با وی خلوت کرد و به او گفت من مالی دارم که می خواهم به دست صاحب الزمان برسانم، محمد به او گفت: اشتباه آمده ای من در این رابطه هیچ چیز نمی دانم، آن مرد دائم در صدد دلجویی و ایجاد روابط دوستانه با محمد بن احمد بود، اما محمد همواره خود را به نادانی می زد. آنان، جاسوسان خود را در میان همه وکلا پراکنده ساختند اما همه وکیلان از گرفتن پول هایی که برایشان می آمد خودداری می کردند»[٢].
از روایاتی که در رابطه با سیره امام زمان(علیه السلام)در زمان غیبت کبری وارد شده استفاده می شود که تلاش های حضرت امام زمان(علیه السلام)در جلوگیری از آزار و اذیت و ترور دستگاه حکومتی عباسی - چنان که در فقره قبل دیدیم - تنها در رابطه با وکیلان نبوده است بلکه تلاش های آن حضرت در این زمینه شامل حفاظت از سایر مؤمنان در برابر ستم دستگاه عباسی نیز بوده و این سنّت ثابتی در سیره پدران بزرگوار آن حضرت بوده است; آنان همگی در حد توان خود در رعایت حال مؤمنان و برگرداندن آزار و ناراحتی از آنان تلاش نموده اند.
از نمونه های رعایت حال مؤمنان در این راستا روایتی است که کلینی در کافی آن را از علی بن محمد نقل می نماید که گفت: «توقیعی از ناحیه مقدسه امام زمان(علیه السلام)صادر شد و در آن، شیعیان را از زیارت مقابر قریش و حیره نهی می کرد. پس از چندی وزیر باقطائی را خواست و به او گفت: بنی فرات و برسیان را ملاقات کن و به آن ها بگو مقابر قریش را زیارت نکنند چرا که خلیفه دستور داده است بر آن مقابر نگهبان گذاشته و هر کس به زیارت آن ها برود دستگیر شود»[٣].
توجه امام به شیعیان و مؤمنین، حتی شامل برآوردن نیازهای شخصی و اجتماعی، اصلاح در میان آنان، دعا برای آنان و پشتیبانی نمودن از آن ها به وسیله سفارش های تربیتی و جواب دادن به سؤالات دینی و آموزش ادعیه و... به آنان بوده است که منابع تاریخیِ مخصوص به این دوران، همه آن ها را ثبت نموده اند[٤].
در بخش بعدی دو نمونه از فعالیت های امام(علیه السلام)را در این برهه، برای تحقق یافتن اهداف مذکور ذکر خواهیم نمود این دو حرکت، صدور توقیعات و دیدار با مؤمنان است.
صادر کردن نامه ها «توقیعات»
منابع تاریخی که سیره حضرت مهدی(عجل الله فرجه) را به رشته تحریر در آورده اند، آکنده از متن بسیاری از نامه ها و بیانیه هایی است که آن حضرت در زمان غیبت صغری صادر فرموده و به توقیعات معروف شده است. صدور این نامه ها و بیانیه ها خود از دلایل وجدانی محسوسی است که دلالت بر وجود آن حضرت و قیام آن حضرت به مسئولیت های امامت در زمان غیبتش دارد[٥].
[١] والی منطقه عسکر که در بعضی از نسخه ها به نام بدرحسنی هم آمده است.
[٢] کافی ١ / ٥٢٥.
[٣] کافی ١ / ٥٢٥.
[٤] ر.ک تاریخ الغیبة الصغری/ ٣٦٧ و ٥٩٧ به بعد.
[٥] ر.ک جلد دوم کتاب معادن الحکمة نوشته محمد بن فیض کاشانی و کتاب الصحیفة المهدیة تألیف فیض کاشانی و کتاب های دیگری که در زمینه غیبت نوشته شده اند و نمونه های بسیاری از ا ین نامه ها در آنان آمده است.