پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٨ - صادر کردن نامه ها «توقیعات»
محمد بن یعقوب مرفوعاً[١]از زُهری روایت کند که گفت: من سخت در طلب دیدار آن حضرت بودم و بارها به همین منظور به سفر حج رفتم و مال بسیاری در این راه صرف نمودم. پس نامه ای به عمری نوشته و در خدمت و همراهی او در آمدم و پس از آن از عمری در رابطه با صاحب الزمان سؤال نمودم. وی به من گفت: راهی برای رسیدن به این مطلب وجود ندارد. من در برابر او خضوع و التماس کردم. وی به من گفت: فردا صبح اول وقت به نزد من بیا، من در همان ساعت که او گفته بود به نزدش رفتم او به استقبال من آمد به همراه او جوانی بسیار نیکو صورت و خوشبو و در هیأت تجار بوده و مانند تجار در آستین خود چیزی داشت.
هنگامی که به او نگاه کردم به عمری نزدیک شده و عمری به من اشاره ای کرد .من به نزد آن جوان رفته و از او سؤال کردم و او پاسخ همه سؤال های مرا داد. سپس حرکت کرد تا داخل خانه شود، خانه ای که ما به آن چندان اهمیتی نمی دادیم. عمری به من گفت: اگر سؤال دیگری داری بپرس; چرا که بعد از این دیگر او را نخواهی دید. من رفتم تا از او سؤال کنم. اما وی کلام مرا نشنید و داخل خانه شد و با من سخنی نگفت جز این که گفت: هر کس نماز عشا را آن قدر به تأخیر بیندازد که ستاره های آسمان طالع گردد و نماز صبح را آنقدر به تأخیر بیندازد که ستاره های آسمان دیده نشوند ملعون ملعون است» و داخل خانه گردید[٢].
اعلام پایان غیبت صغری
شش روز قبل از وفات نایب چهارم حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - توقیعی از جانب آن حضرت، برای مؤمنان صادر گردید که در آن، به پایان رسیدن غیبت صغری - و دوران نایبان خاص که مستقیماً از جانب امام زمان تعیین می شدند - و شروع غیبت کبری اعلام گردید. متن این توقیع چنین است:
«بسم الله الرحمن الرحیم، یاعلی بن محمد السمری، أعظم الله أجر إخوانک فیک فإنک میت ما بینک وبین ستة أیام، فأجمع أمرک ولا توص الی أحد فیقوم مقامک بعد وفاتک. فقد وقعت الغیبة التامة. فلا ظهور إلاّ بإذن الله تعالی ذکره وذلک بعد طول الأمد وقسوة القلب وإمتلاء الارض جوراً. وسیأتی لشیعتی من یدّعی المشاهدة ألا فمَن ادعی المشاهدة قبل خروج السفیانی والصیحة فهو کذّاب مفتر ولا حول ولا قوة إلاّ بالله العلی العظیم»;
[١] مرفوعاً یعنی حدیث دارای سند متصل به امام معصوم نیست.
[٢] غیبت طوسی/ ١٦٤، احتجاج طبرسی ٢ / ٢٩٨، وسائل الشیعه ٣ / ١٤٧.