پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٥١ - علم الکتاب در نزد شاهدان اعمال است
سوم: این که هدایت به حق به معنای رساندن دیگران به متن واقع حق تنها از خصوصیات کسانی است که به خودی خود هدایت یافته باشند یعنی در امر هدایت آن ها واسطه ای میان آن ها و خداوند سبحان نبوده باشد، حال یا از ابتدای امر و یا با تعلق گرفتن عنایتی خاص از خداوند سبحان، مانند انبیا و اوصیای انبیا از میان پیشوایان دین.
اما هدایتی که به معنای نشان دادن راه و توصیف کردن آن باشد اختصاصی به خداوند متعال و ائمه و انبیا و اوصیا ندارد، چنان که خداوند متعال از مؤمن آل فرعون این گونه نقل می کند که: وَ قَالَ الَّذِی آمَنَ یا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِکمْ سبِیلَ الرَّشادِ ;و آن کس که ایمان آورده بود گفت: «ای قوم من، مرا پیروی کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم[١]...
اما کلام خداوند متعال که به پیامبر خود خطاب می کند که: إِنَّک لا تهْدِی مَنْ أَحْبَبْت وَ لَکِنَّ اللَّهَ یهْدِی مَن یَشاءُ ;در حقیقت، تو هر که را دوست داری نمی توانی راهنمایی کنی، لیکن خداست که هر که را بخواهد راهنمایی می کند .[٢]و آیاتی دیگر از این دست، با توجه به این که پیامبر اکرم مصداق بارز پیشوای به حق بوده است برای بیان مسأله اصالت و تبعیت آمده است چنان که در آیات قبض روح و علم غیب نیز مانند این مضامین آمده است و مراد از همه آن ها بیان این مطلب است که خداوند متعال دارنده حقیقی و بالذات این صفات می باشد و کسان دیگری که این صفات را دارند آن را با تملیک خداوند به دست آورده اند که در واقع ملکیتی تَبَعی و عَرَضی می باشد و سبب آن فرمان خداوند متعال است چنان که خود فرموده است: وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا ;و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کردند.[٣]
در احادیث نیز به همین مطلب و این که هدایت به سوی حق از شئونات پیامبر و اهل بیت پاکش صلوات الله علیهم اجمعین می باشد اشاره رفته است». تا اینجا کلام علامه طباطبایی در تفسیر آیه، به صورت خلاصه و اختصار به پایان می رسد . البته ایشان به تفصیل نظریات دیگررا نیز در تفسیر این آیه بیان کرده و عدم انسجام و تطابق آن ها با متن آیه را آشکار ساخته اند[٤].
[١] مؤمن/ ٣٨.
[٢] قصص/ ٥٦.
[٣] انبیاء/ ٧٣.
[٤] تفسیر المیزان ١٠ / ٥٦ - ٦١.