پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٤ - سیره قضایی
پس حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - چنانکه جدش جاهلیت اول را نابود کرد، جاهلیت دوم را نابود کرده اسلام را که دوباره گرد غربت بر سرو رو گرفته از نو بنا می نهد. اما به دلیل تفاوت شرایط و خصوصیات زمانی میان پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)و حضرت مهدی(علیه السلام)به ناچار تفاوت هایی میان سیره آن دو بزرگوار نیز یافت می شود. و این ویژگی های زمانی است که این تفاوت ها را تفسیر می کند که بعضی از آن ها را در سیاست های نظامی، قضایی، اداری، دینی و... آن حضرت می توان ملاحظه کرد. به همین دلیل تفاوت هایی از این دست نمی تواند به یکی بودن سیره این دو بزرگوار خدشه ای وارد کند.
احیای سنت و آثار پیامبر(صلی الله علیه وآله)
حرکت مصلحانه بزرگ حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - بر اساس احیای سنت محمدی و اقامه آن، که قوام همه ارزش های اسلامی به آن می باشد استوار است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)نیز فرموده اند: مردی از عترت من برای سنت من مبارزه می کند چنانکه من برای وحی مبارزه کردم.[١]و او کاملا پا جای پای من می گذارد.[٢]
و اومردی از من است، نامش نام من بوده، و خداوند مرا در او حفظ می کند و او به سنت من عمل می کند.[٣]
پس اوآثار پیامبر را آشکار می کند.[٤]وی مردمان را به سنة رسول الله(صلی الله علیه وآله)فرا می خواند. پس او تجدید کننده آن است همان گونه که مجدِّد اسلام است و آنچه از آن پوشیده یا پوشانیده شده است را آشکار می سازد. وی «مهدی» نامیده شده است زیرا مردم را به «امری پنهان مانده که اکثریت مردم جامعه از آن غافل مانده اند» هدایت می کند[٥].
سختگیری آن حضرت با خود و نرمخویی او با امت
سیره حضرت مهدی - عجّل الله فرجه - در باره خود و امتش دقیقاً تجسم عینی حاکم نمونه اسلامی است که حکومت برای او تنها وسیله ای برای خدمت به مردم و هدایت آنان است نه منبعی برای کسب درآمدهای کلان، ستمگری، سوء استفاده از اموال عمومی و به بردگی کشیدن مردم. آن بزرگوار تصویر همان حاکمی را احیا می کند که پیش از او دو جد گرامیش یعنی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)و جانشینش حضرت علی(علیه السلام)آن را به بهترین شکل پیاده کرده اند. سیره آن حضرت نسبت به خود این گونه است: لباسش جز لباس خشن و خوراکش جز نان جو خشک و خالی نیست.[٦]و او کسی است که «از خداوند می ترسد، سنگی بر سنگ نمی گذارد و جز برای اقامه حد الهی در حکومتش تازیانه ای بر کسی نواخته نمی گردد»[٧]اما با امت خود «رئوف و مهربان» است و او را به این صفت خوانده اند که: «گویا فقیران را از اموال و عطایا بی نیاز می کند»[٨]، وی دارای سعه صدر بسیار بوده امت او را پناهگاه و ناجی خود می دانند و چون زنبورهای عسل که به ملکه خود پناه می برند بدو پناهنده می شوند.[٩]یا همچون زنبورهایی که به خانه خود پناه می برند[١٠].
سیره قضایی
[١] ابن حماد، فتن/ ١٠٢، ابن حجر، القول المختصر/ ٧، متقی، برهان/ ٩٥.
[٢] القول المختصر/ ١٠، ابن عربی، الفتوحات المکیة ٣ / ٣٣٢.
[٣] اثبات الهداة ٣ / ٤٩٨.
[٤] اثبات الهداة ٣ / ٤٥٤.
[٥] سنن دارمی/ ١٠١، فتن ابن حماد/ ٩٨، عقد الدرر/ ٤٠، اثبات الهداة ٣ / ٥٢٧.
[٦] ر.ک کافی ١ / ٤١١، اثبات الهداة ٣ / ٥١٥.
[٧] ملاحم ابن طاووس: ١٣٢.
[٨] فتن ابن حماد/ ٩٨، عقد الدرر/ ٢٢٧.
[٩] ابن حماد/ ٩٩، سیوطی، الحاوی ٢ / ٧٧.
[١٠] متقی هندی، برهان/ ٧٨.