پيشوايان هدايت
(١)
پیش گفتار
٣ ص
(٢)
قسمت اوّل
٩ ص
(٣)
بخش نخست امام منتظر(علیه السلام) در یک نگاه
٩ ص
(٤)
بشارت آمدن منجی در کتاب های مقدس
١١ ص
(٥)
ایمان به مصلح جهانی در تفکرات غیر دینی
١٣ ص
(٦)
طول عمر مصلح جهانی در تفکرات بشری
١٤ ص
(٧)
تفکر بشری و غیبت مهدی(علیه السلام)
١٥ ص
(٨)
حاصل تحقیق
٣٠ ص
(٩)
علم الکتاب در نزد شاهدان اعمال است
٤٥ ص
(١٠)
هدایتگر از جانب خداوند منصوب می شود
٥٢ ص
(١١)
مصداق حدیث ثقلین در زمان ما
٦٢ ص
(١٢)
مصداق خلفای دوازده گانه
٦٦ ص
(١٣)
عدم فاصله زمانی میان خلفای دوازده گانه
٧٠ ص
(١٤)
اتفاق نظر بر این که مهدی پایان بخش دوازده خلیفه است
٧٣ ص
(١٥)
3 حدیث « امّتِ پیروزمندِ برپا دارنده فرمان خدا »
٧٣ ص
(١٦)
معنی «امر» در کتاب و سنّت
٧٧ ص
(١٧)
پنهان بودن تولد، علامت مهدی موعود(علیه السلام)
٨٥ ص
(١٨)
زندگانی هر امام معصومی به صورت کلی به دو قسمت اساسی تقسیم می شود
٨٨ ص
(١٩)
حضور حضرت مهدی(علیه السلام)در وفات پدر
٩٠ ص
(٢٠)
پذیرش مسئولیت امامت توسط حضرت مهدی(علیه السلام)در سن کودکی
٩٣ ص
(٢١)
اهداف حضرت امام زمان(علیه السلام)از اقامه نماز بر جنازه پدر
٩٧ ص
(٢٢)
دو غیبت حضرت مهدی(علیه السلام)
٩٩ ص
(٢٣)
علل و اسباب پیدایش غیبت صغری
١٠٠ ص
(٢٤)
زمینه سازی پیامبر اکرم و ائمه(علیهم السلام)برای غیبت حضرت مهدی(علیه السلام)
١٠١ ص
(٢٥)
فلسفه دومرحله ای بودن غیبت
١٠٦ ص
(٢٦)
پیگیری اخبار حضرت امام زمان(علیه السلام)توسط دستگاه عباسی
١٠٧ ص
(٢٧)
تثبیت سازمان نیابت
١١٠ ص
(٢٨)
حراست از کیان ایمانی
١١٣ ص
(٢٩)
صادر کردن نامه ها «توقیعات»
١١٤ ص
(٣٠)
اعلام پایان غیبت صغری 118 قسمت چهارم
١٢٠ ص
(٣١)
مدار کلی فعالیت امام زمان(علیه السلام)در غیبت کبری
١٢٠ ص
(٣٢)
8 فراهم نیامدن تعداد مطلوب یاوران
١٢٨ ص
(٣٣)
بخش دوم اقدامات امام مهدی(علیه السلام) در غیبت کبری
١٢٩ ص
(٣٤)
مراقبت آن حضرت از نظام اسلامی
١٢٩ ص
(٣٥)
حراست از اسلام ناب و تقویت فرایند اجتهاد
١٣٠ ص
(٣٦)
اصحاب امام زمان(علیه السلام)در غیبت کبری
١٣٥ ص
(٣٧)
دیدار با مؤمنان در زمان غیبت کبری
١٣٥ ص
(٣٨)
حضور در موسم حج
١٣٧ ص
(٣٩)
بخش سوم تکالیف دوران غیبت کبری
١٣٧ ص
(٤٠)
مهمترین وظایف شیعیان در زمان غیبت
١٣٧ ص
(٤١)
اهمیت انتظار
١٤٠ ص
(٤٢)
حقیقت انتظار
١٤٢ ص
(٤٣)
شرایط انتظار
١٤٥ ص
(٤٤)
انتظار و آمادگی فوری برای ظهور
١٤٦ ص
(٤٥)
نکاتی در باره علایم ظهور
١٥٠ ص
(٤٦)
علایم حتمی و علایم غیر حتمی
١٥٠ ص
(٤٧)
بارزترین نشانه های ظهور
١٥١ ص
(٤٨)
از میان رفتن علل غیبت
١٥٣ ص
(٤٩)
بخش دوم سیره امام مهدی(علیه السلام) در هنگام ظهور
١٥٥ ص
(٥٠)
5 از میان رفتن ارتداد از دین حق
١٥٨ ص
(٥١)
مکان ظهور و آغاز قیام آن حضرت(عجّل الله فرجه)
١٥٨ ص
(٥٢)
تأملی در دو خطبه اعلان قیام
١٦٠ ص
(٥٣)
اعلام اهداف قیام
١٦٠ ص
(٥٤)
پاسخ مردم به استمداد آن حضرت و بیعت با او
١٦١ ص
(٥٥)
خروج آن حضرت به سمت کوفه و پاکسازی جبهه داخلی
١٦١ ص
(٥٦)
کشته شدن دجال و پایان حاکمیت تمدن های مادی
١٦٣ ص
(٥٧)
سیره مهدی(علیه السلام)سیره رسول الله(صلی الله علیه وآله)
١٦٣ ص
(٥٨)
احیای سنت و آثار پیامبر(صلی الله علیه وآله)
١٦٤ ص
(٥٩)
سختگیری آن حضرت با خود و نرمخویی او با امت
١٦٤ ص
(٦٠)
سیره قضایی
١٦٤ ص
(٦١)
نبرد با بدعت ها و نفی تحریف غالیان و باطل پویان
١٦٦ ص
(٦٢)
سیره مالی
١٦٨ ص
(٦٣)
تصویر کلی دولت مهدوی در متون دینی
١٦٩ ص
(٦٤)
کلام آن حضرت در باره توحید و رد غلوّ
١٧١ ص
(٦٥)
در بیان علت خلقت و فرستادن پیامبران و تعیین اوصیا
١٧١ ص
(٦٦)
در بیان مقام ائمه(علیهم السلام)
١٧٢ ص
(٦٧)
در بیان انتظام نظام امامت و خالی نبودن زمین از حجت
١٧٢ ص
(٦٨)
مراقبت آن حضرت از مسلمانان
١٧٤ ص
(٦٩)
آمادگی دائم آن حضرت برای ظهور
١٧٥ ص
(٧٠)
نمونه هایی از پاسخ های کوتاه آن حضرت
١٧٥ ص
(٧١)
نمونه هایی از ادعیه و زیارات آن حضرت
١٧٥ ص
(٧٢)
نمونه هایی از زیارات آن حضرت
١٧٨ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص

پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤٣ - حاصل تحقیق

از این آیه استفاده می شود که اگر چه اعلان نتایج این شهادت در روز قیامت است، اما احاطه به موضوع شهادت یعنی اعمال و رفتار قوم، در دنیا و در خلال معاصرت شاهد با امت خود حاصل می شود; چرا که در این فقره از آیه می فرماید:(و تا وقتی در میانشان بودم بر آنان گواه بودم; پس چون روح مرا گرفتی...)، به همین دلیل لازم است شاهدی که خداوند متعال در روز قیامت به وسیله او بر قوم احتجاج می کند با کسانی که مورد شهادت وی واقع می شوند معاصر باشد، به همین دلیل نمی توان - چونان زمخشری که در تفسیر خود مرتکب این اشتباه شده است[١]- شهیدانی را که بر امت ها شهادت می دهند به انبیا(علیهم السلام)محصور نمود، بلکه لازم است این گونه معتقد شویم که در هر زمانی شاهدی بر اعمال معاصران، وجود دارد. چنان که فخر رازی در تفسیر خود به این مسأله تصریح کرده است; آنجا که می گوید: «اما کلام خداوند متعال: وَنَزَعْنا مِن کُلِّ أُمَّة شَهِیداً ;و از میان هر امتی گواهی بیرون می کشیم، معنایش این است که کسی را مشخص می کنیم تا بر آن ها شهادت بدهد، حال بعضی گفته اند که این شهدا همان انبیا هستند و شهادت می دهند که خود دلایل و آیات الهی را به قوم رسانده و نهایت سعی خود را در تشریح و ایضاح دلایل الهی بر مردم به کار برده اند و در این صورت آشکار می گردد که کوتاهی از مردم بوده است و این باعث ازدیاد غم و غصه آن مردم می شود.

دیگران نیز گفته اند: این شاهدان کسانی هستند که در هر زمانی بر اهل زمان خود شهادت می دهند و انبیا نیز در جمله این شهیدان قرار می گیرند و این اعتقاد به معنای آیه نزدیکتر است، چرا که خداوند متعال در این آیه به صورت عموم همه امت ها و جمعیت ها را شامل این حکم نموده که از میان آن ها شاهدی برانگیزد و برهه هایی از زمان که پیامبری در آن وجود نداشته و به زمان های فترت مشهور است همچنین زمان هایی که بعد از وفات حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)بوده است نیز در عموم این آیه داخل می شود پس در این صورت با برانگیختن آن شاهدان مردم می دانند که حق با خداوند و رسول اوست...»[٢].

نتیجه می گیریم که ناچار باید در عصر و زمان ما نیز شاهدی بر امت وجود داشته باشد هم چنان که در هر زمانی این چنین است. مؤید این مطلب استفاده از اسم اشاره «هولاء» در دو آیه سوره نساء و حج می باشد; آنجا که از شهادت رسول اکرم حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)در رابطه با امت خود گوید: وَ جِئْنَا بِک شهِیداً عَلی هَؤُلاءِ ;و تو را بر اینان گواه آوریم . که این کلمه، اشاره به معاصران آن حضرت دارد، چرا که برای نسل های بعدی شاهدان دیگری وجود خواهد داشت[٣]. حال در عصر و زمان ما چه کسی شاهد بر ما است؟! ما برای پی جویی صفاتی که قرآن کریم برای شناخت آن شاهد (شهید) و جواب این سؤال مشخص نموده است به آیات قرآن کریم باز می گردیم.

صفات امام شاهد

آیه ٨٩ سوره نحل تصریح می کند که آن شاهد از جنس خود بشر می باشد...شهِیداً عَلَیْهِم مِّنْ أَنفُسِهِم ;...گواهی از خودشان برایشان برانگیزیم . این مطلب از آیات دیگر نیز استفاده می شود آن جا که در جمله(مِن کلّ أُمة)، از لفظ «مِن» تبعیضیه استفاده شده است...


[١] تفسیر کشّاف ٣ / ٤٢٩.

[٢] تفسیر کبیر ٢٥ / ١٢ - ١٣، ر.ک: مجمع البیان: در ذیل همین آیه.

[٣] تفسیر کبیر ٢٥ / ١٢ - ١٣، تفسیر کشاف ٢ / ٦٢٨.