پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٦ - ١ ازدواج خجسته
يك از آنان را پذيرا نشد[١] ولى به جهت اصالت و اخلاق نكو و فضايل پسنديده و ارزشهاى والايى كه در پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم سراغ داشت، وى را پذيرا و خواستار حضور در گستره مجد و عظمت وى گرديد و خويشتن را بر او عرضه نمود.
بسيارى از اسناد تاريخى مؤيد اين است كه نخستينبار، خديجه به ازدواج با رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم اظهار تمايل كرد و ابو طالب با چند تن از قريش براى خواستگارى خديجه نزد ولىّ او، كه در آن روزگار عمويش عمرو بن اسد[٢] بود، رفت. اين ماجرا به گفته مشهور، پانزده سال قبل از بعثت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم رخ داده است.
از جمله مطالبى كه ابو طالب در اين مجلس خواستگارى عنوان كرد، اين بود: «ستايش و سپاس پروردگار اين خانه را مىسزد كه ما را از دودمان ابراهيم و اسماعيل قرار داد و در حرم امن خود سكونت داد و بر مردم فرمانروا ساخت و بر ايمان در سرزمينى كه به سر مىبريم خير و بركت مهيا نمود. برادرزاده من با هريك از مردان قريش مقايسه گردد، از او برتر است و ميان مردم همتا و نظيرى ندارد. هرچند وى از ثروتى برخوردار نيست، ولى مال و ثروت، رفتنى و سايهاى زايلشدنى است. اكنون او به خديجه و خديجه به او تمايل دارد و ما با رضايت و دستور او براى خواستگارى خديجه، نزدت آمدهايم. مهريه او هر چه بخواهد به عهده من است، ... به خداى كعبه، سوگند! او (محمد) بهرهاى وافر، كيشى جهانگير و انديشهاى كامل دارد.»[٣]
[١] . بحار الانوار ١٦/ ٢٢.
[٢] . سيره حلبى ١/ ١٣٧.
[٣] . كافى ٥/ ٣٧٤؛ بحار الانوار ١٦/ ٥؛ به نقل از كشاف و ربيع الابرار و نيز به سيره حلبى ١/ ١٣٩؛ تاريخ يعقوبى ٢/ ٢٠؛ اوائل ابو هلال ١/ ١٦٢ مراجعه شود.