پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤١ - بخش دوم نويد پيامبران، در روزگاران
پذيرش نبوت او را از همه پيامبران گرفته بود، نشانههايش (كه در كتب آسمانى پيامبران گذشته آمده بود) مشهور، و ميلادش گرامى بود، در آن روز (كه ديده به جهان گشود) مردم زمين ملتهايى پراكنده و با خواستههاى گوناگون و در راههاى مختلفى سير مىكردند. عدّهاى خدا را به آفريدگانش تشبيه مىكردند و گروهى در نام او به انحراف رفته و جمعى غير او را مىپرستيدند، خداوند به وسيله پيامبرش آنها را از گمراهى به هدايت رساند و با موقعيت خود از جهالت رهانيد.
سپس خداى سبحان، لقاى خويش را براى محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلم اختيار كرد و آنچه را نزد خود داشت براى وى پسنديد و او را با انتقال از دنيا، گرامى داشت و از گرفتارى و مشكلات رهايى بخشيد و در نهايت احترام قبض روح كرد و به سوى خويش فرا خواند، كه درود خدا بر او و دودمانش باد. او نيز آنچه را پيامبران پيشين براى امت خود به ميراث نهاده بودند، ميان شما به جاى گذاشت، زيرا پيامبران هرگز امت خود را بىآنكه راهى روشن و دانشى پايدار به آنها بدهند، رها نساختند.[١]
مژده پيامبران گذشته در مورد نبوّت پيامبران بعدى، براى نسلهاى معاصر آنان و نسلهاى بعدى سودمند بود، زيرا ديده آنها را مىگشود و جهت استقبال از پيامبرى كه به نبوّتش مژده داده شده بود، آنان را در آمادگى كامل قرار مىداد و شك و ترديدشان را در مورد وى برطرف مىساخت و به آنان اعتماد و اطمينان بيشترى مىبخشيد. زيرا اگر يأس و نوميدى از اصلاح جامعه، به دل راه يابد، قلب را فراگرفته، انسان را به تفكر و انديشه در مسير شرّ و خيانت،
[١] . يعنى پيامبران، امتهاى خويش را در امورى كه پس از رحلت هر پيامبر سبب هدايت آنها گردد، به خود واننهادند و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم نيز همانند آنان عمل كرد و كتاب خدا را كه حاوى تمام امور مورد نياز دينى امتش بود ميان آنها به وديعه نهاد و اهل بيت معصوم خود را جانشين قرار داد و آنها را همسنگ قرآن مجيد مقرر داشت، چنانكه در حديث ثقلين كه به نحو تواتر از آن بزرگوار نقل شده و جمع زيادى از محدثان به نقل آن پرداختهاند، بدان تصريح كرده است.