پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٩ - ٢ مباهله نصاراى نجران
گرفتند براى ديدار و گفتوگو با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم هيئتى را نزد وى اعزام دارند. پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم با آن هيئت بلندپايه ديدار كرد ولى از آنجا كه ظواهر آنان رنگ بتپرستى داشت و لباسهاى ديبا و ابريشم بر تن داشتند و زيورآلات و صليب به گردن آويخته بودند، براى حضرت ناخوشايند آمد. فرداى آنروز با تغيير ظواهر خود، بار ديگر حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم رسيدند، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم اين بار به آنان خوشآمد گفت و ارج و احترام نهاد و به آنان فرصت داد تا مراسم دينى خويش را برپا دارند.[١]
سپس اسلام را بر آنها عرضه كرد و آياتى از قرآن برايشان تلاوت فرمود؛ ولى آنها از پذيرش اسلام سر باز زدند و بحث و مناقشات فراوانى ميان آنان صورت گرفت. سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم به فرمان خداى عزّ و جلّ با آنان به مباهله بپردازد و روز بعد را براى انجام مباهله تعيين كردند.
فرداى آنروز رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم درحالىكه حسين را در آغوش و دست حسن را در دست داشت و پشتسر او دخترش فاطمه و پسرعمويش على بن ابى طالب عليه السّلام در حركت بودند، براى امتثال فرمان خداى متعال در محل تعيين شده حضور يافت. و قرآن حكيم به روشنى اين ماجرا را يادآور شده و فرموده است:
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ؛[٢]
[١] . سيره حلبى ٣/ ٢١١؛ سيره نبوى ١/ ٥٧٤.
[٢] . آل عمران/ ٦١.