پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٨ - ٥ غزوه أحد
مشركان براى جنگى كه بهسرعت دامن زده شد، صفآرايى كردند ولى ديرى نپاييد كه سپاه شرك پا به فرار گذاشت و چيزى نمانده بود كه زنانشان به اسارت مسلمانان درآيند. پيروزى مسلمانان در ميدان كارزار بهخوبى روشن بود. امّا شيطان برخى از تيراندازانى را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم بر فراز كوه تعيين كرده بود، به وسوسه انداخت؛ درصورتىكه پيامبر بدانان سفارش فرموده بود نتيجه جنگ هرچه باشد، تا زمانى كه فرمان جديدى از آن حضرت دريافت نكردهاند، آن محل را ترك نكنند، ولى از فرمان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم نافرمانى كرده و در پى بهدستآوردن غنايم، سنگرهاى خود را ترك كردند. سپاه مشركان يكبار ديگر به فرماندهى خالد بن وليد از گذرگاهى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم از ترك آن نهى فرموده بود، بر مسلمانان يورش بردند.
مسلمانان از اين رخداد سراسيمه گشته و جمعيّت آنها پراكنده شد و نيروهاى فرارى و شكستخورده قريش ديگربار به جنگ بازگشتند و تعداد انبوهى از مسلمانان به شهادت رسيدند و مشركان خبر كشته شدن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم را منتشر ساختند و اگر پايمردى على بن ابى طالب و حمزة بن عبد المطلب و سهل بن حنيف و اندك افرادى كه در ميدان كارزار ثابتقدم ماندند، نبود مجموعههايى از سپاه دشمن به وجود مقدس پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم دست مىيافتند، زيرا بقيه سپاه مسلمانان كه برخى از بزرگان صحابه نيز در جمع آنان وجود داشتند، از صحنه گريختند[١] تا آنجا كه يكى از آنان در انديشه بيزارى جستن از اسلام برآمد و اظهار داشت: كاش پيكى نزد عبد اللّه ابن ابى مىفرستاديم تا از ابو سفيان برايمان أماننامهاى بستاند[٢].
[١] . مغازى ١/ ٢٣٧؛ سيره نبوى ٢/ ٨٣؛ شرح نهج البلاغه ١٥/ ٢٠.
[٢] . بحار الأنوار ٢٠/ ٢٧ آيات قرآن در سوره آل عمران ١٢١- ١٨٠ به بيان اين جنگ و گرايشهاى مسلمانان پرداخته است.