پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٤ - ٧ با جدش عبد المطلب
گويى ورود حزن و اندوه پياپى بر قلب نازنين پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم در كودكى، نوعى از مراحل آمادگى الهى بهشمار مىآمد تا شخصيّت والاى آن حضرت تكامل يابد. بدينترتيب، ام ايمن سفر خويش را به همراهى نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم به سمت مكّه ادامه داد تا وى را به جدش عبد المطلب كه علاقه شديدى به نوادهاش داشت، بسپارد.[١]
٧. با جدّش عبد المطلب
محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلم در دل عبد المطلب به جايگاهى دست يافته بود كه هيچيك از فرزندان و نوادگانش با اينكه از بزرگان بطحاء بهشمار مىآمدند، بدان پايه نرسيده بودند. نقل شده روزى عبد المطلب در صحن كعبه بر زيراندازى كه برايش گسترده بودند نشسته بود و سران و بزرگان قريش و فرزندانشان اطرافش حضور داشتند، ناگهان چشم آن حضرت به نوادهاش «محمد» افتاد، دستور داد راه باز كنند تا نزدش آيد. سپس وى را در كنار خويش و بر فرش ويژه خود نشاند. افزون بر فضايل بلند اخلاقى كه پيامبر از كودكى برخوردار از آنها بود، اين توجه و عنايت از ناحيه بزرگ قريش، جايگاه وى را در دل قريشيان استوارتر كرد.
قرآن كريم به دوران يتيمى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم كه آن را تحت سرپرستى پروردگار پشتسر نهاد، اشاره فرموده است:
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى؛
آيا او تو را يتيم نيافت و پناه داد؟.
[١] . سيره حلبى ١/ ١٠٥.