پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧١ - ٥ بارانخواهى به بركت پيامبر صلى الله عليه و اله و سلم
نقل شده وقتى حليمه ملاحظه كرد جمعى از نصرانىهاى حبشه وارد حجاز شدهاند و به دليل مشاهده نشانههاى پيامبر مورد نظر در اين نوزاد بر ستاندن وى و بردن او به حبشه پافشارى دارند تا بدينوسيله به افتخار پرورش دادن وى نايل شوند و در پيروى از او، به مجد و عظمت دست يابند، از بيم خيانت دستهاى مرموز، بار دوم كودك را به مكّه آورد.[١]
٥. بارانخواهى به بركت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم
مورّخان به پديده درخواست باران به واسطه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم كه چندين بار در زندگى آن حضرت و دوران شيرخوارى و نوجوانى، در زمان جدّ و عمويش رخ داد، اشاره كردهاند. نخستينبار زمانى اتفاق افتاد كه مردم مكّه دچار خشكسالى بزرگى شدند و در آن سامان، دو سال باران نيامد. ازاينرو، عبد المطلب به فرزند خود ابو طالب دستور داد تا نوهاش حضرت محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلم را- كه نوزادى در قنداق بود- حاضر نمايد. وقتى نوزاد را نزد وى آوردند او را روى دست گرفت و رو به كعبه به سمت آسمان بالا برد و چندبار عرضه داشت: خدايا! به حق اين كودك، باران با بركت و مداوم خويش را بر ما فروفرست. ديرى نپاييد كه تودههاى ابر، چهره آسمان را پوشاند و چنان باران شديدى باريد كه مردم از شدّت آن بر ويرانى مسجد الحرام بيمناك شدند.[٢]
بعدها در دوران نوجوانى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم يكبار ديگر اين درخواست باران تكرار شد و اينبار عبد المطلب وى را به دامنه كوه ابو قبيس برد و سران
[١] . سيره نبوى ١/ ١٦٧؛ بحار الانوار ١٥/ ٤٠١؛ سيره حلبى ١/ ١٥٥.
[٢] . ملل و نحل ٢/ ٢٤٨؛ به سيره حلبى ١/ ١٨٢- ١٨٣ مراجعه شود.