پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٥٤ - ٥ پارسايى بىنظير
وجبى عقب نشسته باشد. آن حضرت رو در روى دشمن قرار داشت. گاهى جمعى از يارانش به سوى وى برگشته و گاهى از اطرافش پراكنده مىشدند و گاهى مىديدم ايستاده و از كمانش تير مىافكند يا سنگ پرتاب مىكند، تا كار به جايى رسيد كه دو طرف به پرتاب سنگ پرداختند[١].
٥. پارسايى بىنظير
خداى متعال فرمود:
و هرگز چشمان خود را به نعمتهاى مادى كه به گروههايى از آنان داديم، ميفكن، اينها شكوفههاى زندگى دنياست، تا آنان را در آن بيازماييم و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است.[٢]
از ابو امامه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم منقول است كه فرمود:
پروردگارم بر من عرضه فرمود كه سرزمين مكّه را برايم از طلا قرار دهد عرض كردم:
پروردگارا! نمىخواهم، بلكه علاقهمندم يك روز سير و روزى ديگر گرسنه باشم ...
آنگاه كه گرسنه شدم به درگاهت تضرع و زارى كنم و تو را ياد نمايم و آن زمان كه سير گشتم، تو را شكر و سپاس گويم.[٣]
روزى پيامبر بر حصيرى خوابيده بود پس از بيدار شدن، جاى حصير بر پهلوى مباركش مانده بود، به او عرض شد: اجازه دهيد برايتان زيراندازى تهيه كنيم. حضرت فرمود:
[١] . مغازى واقدى ١/ ٢٣٩- ٢٤٠.
[٢] . وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى طه/ ١٣١.
[٣] . سنن ترمذى ٤/ ٥١٨ حديث ٢٣٧٧.