پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦ - پيشگفتار شيوه قرآن در ارائه و پژوهش تاريخ و سيره
رخدادهاى تاريخى برمبناى آن حركت مىكند، كافى به نظر مىرسد؛ زيرا اختلاف در جزئيات به ما اجازه نمىدهد اصل را انكار نموده و از آن غفلت ورزيم و آنچه را نزدمان ثابت گشته و از وجود آن مطمئن شدهايم، محكوم نماييم.
در پرتو همين موضوع مىتوان همه موضوعاتى را كه در كتب سيره نبوى يا تاريخ اسلام و قبل از اسلام در مورد پيامبران الهى و امتهاى آنان وارد شده، به ارزيابى بنشينيم. زيرا اصول ثابت تاريخى همان محكماتند كه خاستگاه نورافشانى تلقى شده و هيچگاه نمىتوان از آنها پا فراتر نهاد و در تفسير يا پذيرش يا ردّ مطالب صحيح يا غلطى كه در كتابهاى تاريخى آمده، همين امور را بايد معيار شناخت قرار دهيم.
بنابراين، عرصه تاريخ كه عرصه آميختگى حق با باطل است، ابزارى را مىطلبد كه در آشكار ساختن تمام حقيقت ثابت شده، ما را يارى رسانند.
اصول ثابت تاريخى، كه دلايل عقلى و نقلى، روشنى آنها را تأييد مىكند خاستگاه هرگونه تفسير و توجيه يا محاكمه يا محكوميّت به شمار مىآيند و قرآن كريم با منطبق ساختن اين شيوه بر سيره پيامبران و امتهاى آنان به خصوص، تصويرى روشن براى ما ترسيم نموده است كه همه پيامبران در آن مشتركند و نبوّت و گزينش آن بزرگواران برخاسته از ويژگىهاى اساسى موجود در شخصيت هريك از پيامبران است كه وى را شايسته گزينش الهى قرار داده تا آفريدگانش را هدايت كند. اين ويژگىها عبارتند از: كمال يافتن عقل و خرد، آگاهى، پرهيزكارى، شكيبايى و بندگى كامل خدا كه با بينش و آگاهى انجام پذيرد.
خداى متعال خطاب به پيامبر خويش فرموده است: