پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٠ - آمادگى هجرت به مدينه
قدرت بزرگى را تشكيل مىدهند و پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم، كه به استقامت و پايدارى و دورانديشى و تدبير و قدرت و شجاعت معروف است، اگر در چنين موقعيتى به آنها بپيوندد، بلا و مصيبت بزرگى بر مشركان بهطور عموم و بر قريش به ويژه وارد خواهد شد.
سران قريش براى يافتن راه چارهاى براى مقابله با خطرى كه آنها را احاطه كرده بود، به سرعت در دار الندوه گردهمايى تشكيل دادند و در آنجا آراء گوناگونى ردوبدل شد. از جمله راهحلهاى پيشنهادى اين بود كه پيامبر را با غل و زنجير به زندان افكنند يا او را به صحرا و بيابانى دور از مكّه تبعيد كنند. ولى نظريهاى كه پيشنهاد كشتن پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم و تقسيم مسئوليّت خون وى را بين قبايل- جهت ناتوان ساختن بنى هاشم از خونخواهى آن حضرت- مطرح كرد با موافقت و پذيرش همه آنان روبرو شد[١]؛ زيرا مىپنداشتند با كشتن رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم، رسالت اسلامى را در خاستگاه آن نابود خواهند ساخت.
پروردگار دستور حركت و هجرت به مدينه را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم داد.
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم با اشتياق غيرقابل بيانى در انتظار چنين فرمانى به سر مىبرد تا قدم به سرزمينى بنهد كه بتواند در آن، دولتى براساس تقوا و تعاليم الهى ايجاد نمايد و جامعه شايسته انسانى تشكيل دهد.
پس از آنكه مشركان نقشه خود را طراحى كردند، امين وحى «جبرئيل» بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم نازل شد و وى را از توطئههايى كه مشركان بر ضد او چيده بودند، آگاه ساخت و اين آيه را برايش تلاوت كرد:
[١] . سيره نبوى ١/ ٤٨٠؛ طبقات كبرى ١/ ٢٢٧؛ تفسير عياشى ٢/ ٥٤.