امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ٦٣ - تعالى مكتب در عصر صادقين(ع)
دچار تناقض و تزاحم و كشمكش و جنگ و خونريزى و شرارتهاى عميق درونى مى شد.
در اين زمينه به چند نمونه اشاره مى شود:
١- در اصل مسئله توحيد و خداشناسى و يا در صفات خداوند متعال، اگر راهنمايى و هدايت هاديان اصلى دين و توحيد و معارف دينى نبود، زمينه هاى انحرافات فراوانى توسط جاعلان و غافلان و مدعيان خود ساخته مطرح مى شد.
در اصل خداشناسى و معرفت، آيا معرفت خداوند متعال امكان دارد يا نه؟ و اگر معرفت امكان دارد، چگونه؟ آيا خداوند را در تراز با مخلوقان بايد شناخت و او را هم عرض با بندگان خدا بايد تنزل داد؟ يا دو اصل روشن لا تعطيل و لا تشبيه و يا اصل «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ»[١] و يا «وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ»[٢] بايد حاكم باشد؟ عجيب آن است كه هر يك از اين نحله ها براى خود از آيات قرآن نيز استفاده ميكنند.
در موضوع جبر و اختيار اين مساله مطرح است كه آيا افعال انسان اختيارى است و ايشان آزاد آفريده شده و يا مجبور؟ موضوع جبر و اختيار معركه آراء بوده و هر يك از نحله هاى گوناگون بر اساس عقايد و ديدگاه هاى خود مطالبى گفته و به آيات قرآن كريم نيز استناد نموده اند، در حاليكه اهل البيت (ع) فرموده اند
: «لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ وَ لَكِنْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْن».[٣]
٢-
[١] . شورى: ١١.
[٢] . بروج: ٢٠.
[٣] . محمد بن يعقوب كلينى، پيشين، ج ١، ص ١٦٠.