امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ٢٢٦ - ب) محتوا
جنايتى فرو گذار نبودند و سخنى از حق و حقوق انسان ها گفتن رنگ باخته بود و كسى كسى را با حق نمى شناخت و بر اساس حق و حقوق تعريف نمى كرد و جايگاه انسان ها صرفاً در رابطهو وابستگىبه دربار بنى اميه و بنى مروان تعريف مى شد؛ در آن روزگارى كه هركس به بنى اميهنزديك تر بود مقرب تر بود و معيار همه چيز دربار اموى شام بود و ملاك بهشت و جهنم و دين و دنيا و خير و شر، نزديكى و دورى از جباران و طاغوت ها و زمامداران خودسر و قلدر بود و انسانيت و عدالت و تقوى و فضيلت مرده بود و جور، لباس عدل و حق، پوشيده بود و جهل، لباس علم و سفاهت، لباس عقلانيت و عدالت و حقوق در لابلاى كتابها و كاغذها خاك مى خورد، در چنين شرائطى امام سجاد (ع) رساله الحقوقمى نگارند و از حقوق و حق و حق الله الاكبر سخن مى گويند و اين رساله شريف را در ٥٠ فصل، تقرير مى فرمايند.
چه بسا معارف فراوان ديگرى نيز در اين رابطه از آن امام همام صادر شده كه بدست ما نرسيده است و در قرن اول تا سالهاى ٩٨ و ٩٩ هجرى قمرى هرگونه كتابت و نقل حديث از پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) قدغن، قاچاق و جرم بوده و كسى جرات نمى كرده كه آن را بازگو نمايد.
امام (ع) با همه تلخى و دردها و رنج ها به اين حق بزرگ حق احياى دين و دفاع از ارزش ها و حقوق قيام فرموده و اين درس بزرگ را به همه ما آموخته اند و اينجا است كه اهميت اين كار ارزشمند و مهم، بهتر روشن مى شود.
آن حضرت، نه تنها در مقام تبيين حقوق، اين كار عظيم را ارائه فرمودند و همواره از مسئوليت در برابر خداوند و مردم و حيات و مرگ سخن گفتند.
امام (ع) خود، الگوى متعالى و كامل اين معارف بود و در ميدان عمل و رعايت حقوق و تعهد نسبت به خداوند متعال و بندگان او از پيشكسوتان و پيشتازان بود. او نه تنها مردم را تحقير نمى كرد و از كرامت آن ها پاسدارى مى فرمود كه