امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ١٤٩ - خطبههاى امام سجاد(ع) در شام
چشمها خشمگين و زبان ها بريده و دلها مالامال از كينه و نفرت نسبت به يزيد و يزيديان شده بود، يزيد سعى مى كرد گناه را گردن ابن زياد بيندازد و او را مقصر جلوه دهد.
درباريان چه بسا برنامه ريزى كردند تا اطلاع رسانى كنند و عموم را در جريان قرار دهند؛ بهترين سنگر براى اطلاع رسانى عمومى سنگر مسجد جامع و روز جمعه و نماز جمعه و خطيب جمعه است؛ بايد او توجيه شود تا آنچه به نفع دربار يزيد است بازگو كند و چه بهتر از اينكه در حضور و با تأييد ضمنى اهل البيت (ع) باشد؛ خطيب بالاى چوب ها رفته و در مذمت خاندان پيامبر اكرم (ص) و طرح دروغين جنگ قدرت و اينكه رياست متوجه بنى اميه است و يزيد انتقاد شديد از امام امير المؤمنين و امام حسين (ع) به سخنرانى و ياوه گوئى پرداخته و ده ها سال اين تبليغات مسموم فضا را پر و گوش همه را كر كرده است.
در برابر، يزيد و معاويه را مدح و ثنا گويد و با مبالغه و اغراق، داد سخن دهد؛ امان از روحانيت دربارى! در اين ميانه است كه امام (ع) فرياد بر آوردند:
«وَيْلَكَ- أَيُّهَا الْخَاطِبُ اشْتَرَيْتَ مَرْضَاةَ الْمَخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخَالِقِ- فَتَبَوَّأْ مَقْعَدَكَ مِنَ النَّارِ-».[١]
واى بر تو اى خطيب براى تأمين رضايت مخلوط سخط و خشم خالق را بر خود خريده اى؟! پس جايگاه تو در آتش است.
آنگاه امام (ع) رو به يزيد كردند و فرمودند:
«يَا يَزِيدُ ائْذَنْ لِي حَتَّى أَصْعَدَ هَذِهِ الْأَعْوَاد».
آيا اجازه مى دهد من بالاى اين چوب ها و هيزم ها بروم و كلماتى بگويم كه رضايت خداوند در آن باشد و براى حاضران اجر و پاداش در بر داشته باشد؟
[١] . همان، ج ٤٥، ص ١٣٧.