امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ١١٦ - جريان شناسى دو صف بندى تاريخى در رخداد عاشوراى ٦١ هجرى
پس از حادثه ى عاشورا شرائط چگونه بود و حادثه آفرينان چه اهدافى را دنبال مى كردند؟
و اهل بيت (ع) چگونه از اين شرائط بهره بردارى مى كردند؟
پيش از اين، دو جريان مقابل يكديگر، اهل البيت (ع) و بنى اميه و مزدوران و وابستگان و اطرافيان و درباريان آنها صف آرايى داشتند. به قول شاعر عرب، رخداد عاشورا، تاريخ را به دو جبهه تقسيم كرد و نماد رويارويى جبهه حق و باطل در گستره زمين و زمان شد؛ هرچند ريشه ها و پيشينه هاى عميقى در اين صحنه بروز و ظهور داشت. از بدر و احُد و فتح مكه تا حوادث پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) و در جريان شوراى شش نفره عمر و در حوادث دوران عثمان و واقعه كشته شدنش و در جريان جنگ هاى جمل و صفّين و نهروان و در قضيه صلح امام حسن (ع) و اكنون در حادثه كربلا و پس از آن، تقسيم بندى تاريخ به دو جبهه مقابل هم مشاهده مى شود.
بنى اميه، پس از واقعه ى كربلا تصور كردند كه پيروز مطلق شده اند و جشن پيروزى گرفتند. آن ها دروازه ساعات را آذين بندى كردند و سفيران عجمى را، شراب و برجشن فرا خواندند و با شراب و ترنّم و نى لهو و لعب «لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء و لا وحى نزل» سرودند.[١]
جريان بنى اميه در طول تاريخ اسلام همواره يك جريان مرموز و در تقابل همه جانبه با خط و سلوك رسول اكرم (ص) بوده و قبل از اسلام نيز سابقه كينه ديرينه و عداوت خاص نسبت به بنى هاشم و فرزندان عبدالمطّلب (ع) داشته است. چون آنها از تيره اى ديگر از قريش (عبدشمس) بودند و در تضاد منافع و اعتبار اجتماعى و سياسى با خاندان عبدالمطلب- نياى بزرگ رسول خدا «ص»- قرار
[١] . سبط ابن جوزى، تذكرة الخواص، ص ٢٣٥.