اصول عرفان ناب اسلامى در معارف سجادى - اراکی، محسن - الصفحة ٨٣ - ١ تذلل و استكانت در پيشگاه خداى متعال
گناهان قبل و بعد تو را بخشيده است؟ پس پيامبر فرمود: آيا نبايد بندهاى شكرگزار باشم؟
و در روايت است از اميرالمؤمنين (ع):
«وَلَقَدْ قَامَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَشْرَ سِنِينَ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِهِ؛ حَتَّى تَوَرَّمَتْ قَدَمَاهُ، وَاصْفَرَّ وَجْهُهُ، يَقُومُ اللَّيْلَ أَجْمَعَ؛ حَتَّى عُوتِبَ فِي ذَلِكَ، فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ:
طه\* ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى[١]»[٢]
. به درستىكه پيامبر به مدت ده سال هر شب به صورت ايستاده بر روى نوك پنجههاى پا به عبادت مىپرداخت تا جايى كه پاهايش ورم كرده و صورتش زرد شده بود و تمام شب بدين حال به عبادت بر مىخواست تا جايى كه مورد عتاب الهى قرار گرفت و خداوند خطاب به او فرمود: «اى رسول ما قرآن را بر تو نازل نكرديم تا اينگونه خود را به رنج درافكنى».
و در روايت است از امام صادق (ع):
«أفْطَرَ رَسُولُ اللّهِ (ص) عَشِيَّةَ خَمِيسٍ فِي مَسْجِدِ قُبَا؛ فَقَالَ: هَلْ مِنْ شَرَابٍ؟ فَأَتَاهُ أَوْسُ بْنُ خَوَلِيٍّ الْأَنْصَارِيُّ بِعُسِّ مَخِيضٍ بِعَسَلٍ، فَلَمَّا وَضَعَهُ عَلَى فِيهِ، نَحَّاهُ، ثُمَّ قَالَ: شَرَابَانِ يُكْتَفَى بِأَحَدِهِمَا مِنْ صَاحِبِهِ، لَا أَشْرَبُهُ وَلَا أُحَرِّمُهُ؛ وَلَكِنْ أَتَوَاضَعُ لِلَّهِ فَإِنَّ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ، وَمَنْ تَكَبَّرَ خَفَضَهُ اللَّه ...»[٣]
[١] . سوره طه: ١- ٢.
[٢] . احتجاج، ج ١، ص ٥٢٠، حديث ١٢٧.
[٣] . وسائل الشيعه، ابواب جهاد النفس، الباب ٣١، حديث ١.