روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ٦٦ - اقوال متقدمان
الّذى يظهر منّا عند المناظره لمخالفينا التخطئه لهم فيما يرونه (يروونه) و يذهبون اليه من اثبات العبادات و الاحكام بالقياس و الاستحسان و الاجتهاد بالرأى و بالاخبار الآحاد الّتى يعترفون بفقد العلم بصدق رواتها و تجويز الخطأ على ناقليها.[١]
البته با دقت در آخر همين عبارت، روشن مىشود كه وجه طعن ايشان بر مخالفين (اهل سنّت) در عمل به خبر واحد، اين است كه با وجود عدم علم به صدق رُوات و حتى با جايز دانستن خطاى ايشان بازهم به خبر اعتماد مىنمايند؛ لذا از فحواى اين كلام مىتوان برداشت كرد كه اگر علم به صدق راوى بود مىتوان به خبر واحد متعبّد شد.
نكته ديگرى كه بايد به آن توجه نمود اين است كه اين عبارت صرفاً مربوط به باب اعتقادات نيست بلكه احكام عملى را نيز شامل مىشود و روشن است كه در فقه عملى بدون خبر واحد غالباً نمىتوان به حكمى دست يافت. به همين جهت برون رفت از اين معضل ضرورى است و ايشان نيز از طريق خاصى به اين امر نائل شدهاند كه عبارت ذيل به همين مطلب اشاره دارد:
ليس كلّ ما رواه اصحابنا من الاخبار و أودعه فى كتبهم و إن كان مستنداً الى رواتٍ معدودين من الآحاد معدوداً فى الحكم من اخبار الآحاد بل اكثر هذه الاخبار متواتر موجب للعلم.[٢]
يعنى اگرچه اصحاب ما در كتب خود، احاديثى را نقل كردهاند كه راويان آن افراد معدودى است و در حكم خبر واحد است، اما در واقع اكثر اين اخبار متواتر و موجب علم مىباشد.
اين كلام نيازمند تحليل است كه چگونه مىتوان گفت اين اخبار به ظاهر آحاد در واقع متواتر است. يك تحليل اين است كه قدما اين روايات را از كتب اربعمأه ذكر كردهاند و اين كتب به تواتر نقل شده و به امضاء ائمه (عليهم السلام) رسيده است. قدماء اصحاب آن تواتر را در اختيار داشتهاند، اگرچه مأخذ تواتر اكنون ديگر در اختيار نيست ولى نزد
[١]. ر. ك: همان، ج ١، ص ٧.
[٢]. همان، ج ١، ص ٢٦.