روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١١١ - امور معقول و موجه و حجيت آنها
مىتوان مطلب را پذيرفت اما به عنوان مطلبى عادى نه مطلب دينى. چون حجيت شرعى متوقّف بر وجود اثر شرعى است و در اينجا فرض اين است كه موضوع بحث هيچ ارتباطى با دين و شرع ندارد.
اگر فرض شود كه فردى در برابر دو اعتقاد قرار گرفته و راه سومى مثل توقّف و سكوت نيست و نسبت به يك اعتقاد دليل و اطمينان وجود دارد و نسبت به اعتقاد ديگر دليل وجود ندادر و احتمال دسترسى آن نيز ضعيف است؛ در اينجا عقل حكم مىكند اعتقاد معقول پذيرفته شود و اعتقاد غير معقول كنار گذاشته شود. اين مطلب خواه در عقايد و خواه در اعمال، خواه امور دينى و خواه امور غير دينى جارى است.
گاهى معقول بودن يك مطلب از اين جهت است كه موافق با احتياط است. در اينجا هم اگر امر، داير مدار اعتقاد به گزاره موافق احتياط يا گزاره خلاف احتياط باشد؛ عقل از باب احتياط به خصوص اگر محتمل بزرگ باشد حكم به پيروى از گزاره موافق به احتياط مىكند. براى مثال اگر فرض كنيم شخصى دليلى بر اثبات يا ردّ وجود خدا نداشته باشد و همه اين دلايل را رد كند و در حالت شك به سر برد، در اين فرض مىتوان از راه دليل احتياط عقلى، او را ملزم به پذيرش وجود خدا كرد؛ زيرا او ميان دو راه ايمان و كفر قرار دارد. اگر ايمان بياورد و خدا وجود داشته باشد به سود بى نهايت مىرسد و اگر بر عكس باشد زيان كمى خواهد داشت. اما اگر كفر بورزد و خدا وجود داشته باشد ضرر بى نهايت و در صورت عكس سود كمى خواهد برد. در اينجا احتياط عقلى اقتضا مىكند كه وجود خدا را بپذيرد. اين دليل را پاسكال با عنوان برهان شرط بندى[١] مطرح كرده و در احاديث نيز به گونهاى به آن اشاره شده و مىتوان آن را دليل احتياط عقلى ناميد.[٢] البته دلايل قطعى بر اثبات وجود خدا وجود دارد، اما دليل احتياط عقلى براى انسان شكاك مىتواند مفيد باشد.
[١]. ر. ك: فردريك كاپلستون، تاريخ فلسفه، ج ٤، ص ١٩٥. در برخى از منابع غربى همچون فرهنگ فلسفه ويراسته آنتونى فلو تصريح شده است كه انديشه اصلى برهان شرط بندى از اسلام به مسيحيت راه يافته است. رك: بهاء الدين خرمشاهى، جهان غيب و غيب جهان، ص ٣١.
[٢]. ر. ك: رضا برنجكار، كلام و عقايد، ص ٢٨.