روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١١٣ - كاركرد نظرى
برخى دانشمندان، كاركرد نظرى عقل را با عنوان «علم» ياد مىكنند و واژه عقل را صرفاً در خصوصِ عقل عملى كه درك حسن و قبح عقلى را بر عهده دارد، به كار مىبرند.
بر اساس اين اصطلاح، علم و عقل يك حقيقتند و تفاوتشان به متعلّق ادراك است. اگر با آن حقيقت واحد، هستها و نيستها درك شود، «علم» ناميده مىشود و اگر بايدها و نبايدها درك شود، «عقل» ناميده مىشود. ايشان لغت عرب را شاهد مىآورد كه در معناى عقل، منع از كارهاى زشت ذكر شده است.[١] همچنين غالب احاديث مربوط به عقل، به كاركرد عملى عقل مرتبط است[٢] و نيز اين مطلب كه عقل شرط تكليف است و كودك هستها و نيستها را درك مىكند، اما وقتى به سن تميز و بلوغ مىرسد، بايدها و نبايدها را درك مىكند و از اين رو مكلّف به تكليف مىشود. برخى اطلاقات عرفى نيز شاهدى بر اين استعمال است.[٣]
با وجود اين در قرآن و احاديث، عقل در كاركرد نظرى به كار رفته است. در قرآن پس از ذكر آيات تكوينى از انسانها خواسته شده تا در آنها تعقل كنند و ادراك آيه و نشانه و پى بردن از آيه به ذو الآيه به صاحبان خرد نسبت داده شده است.
هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ لَهُ اخْتِلافُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ؛[٤]
او كسى است كه زنده مىكند و مىميراند و رفت و آمد شب و روز از آن اوست آيا انديشه نمىكنى؟
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛[٥]
[١]. ر. ك: محمد باقر ملكى ميانجى، توحيد الاماميه، ص ٤٥.
[٢]. ر. ك: محمدى رى شهرى، دانشنامه عقايد اسلامى، ج ١ و ٢.
[٣]. ر. ك: سيد محمد بنى هاشمى، پرتو خرد، صص ٢٨ ٢٤.
[٤]. مؤمنون: ٨٠
[٥]. بقره: ١٦٤