روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ٣٩ - مفهوم حجيت
اما در اصطلاح، حجّت معمولًا در دو معنا به كار مىرود:
الف معناى منطقى: يعنى مطلق استدلال، كه به سه قسم قياس، استقراء و تمثيل تقسيم مىشود. در علم منطق درباره اصل اعتبار و شرايط اعتبار اين راهها به تفصيل بحث شده است.[١]
ب معناىاصولى: در علماصول براى حجيت چند معنا ذكر شده كه مشهورترين آنها «معذّريت» و «منجّزيت» است كه آخوندخراسانى و پيروانش به آن معتقدند.[٢] بر اين اساس اگر اماره و دليل ظنى معتبر مطابق با واقع بود تكليف بر مكلّف منجّز شده و مخالفت با آن مستلزم استحقاق عذاب است و اگر مخالف واقع بود، مكلّف در پيروى از حجّت معذور بوده است و استحقاق عقاب ندارد.[٣]
معناى ديگر حجيت جعل طريقيت است به اين معنا كه دليل ظنى معتبر كه حجت است تعبداً در حكم دليل علمى است.[٤] لازمه اين معناى حجيت معناى قبلى نيز هست، زيرا اگر ظن را در حكم علم بدانيم قطعا معذريت و منجزيت نيز دارد.
همان گونه كه در فقه عملى، فقيه به دنبال حجّت است تا براساس آن حكمى را در مورد عملى جوارحى به اسلام نسبت دهد و خود و مقلّدان به آن عمل نمايند، در فقه اعتقادى و كلام نيز متكلّم در مقام استنباط به دنبال حجّتى است كه بر اساس آن قلب خود را به مطلب استنباط شده پيوند زده، بدان اعتقاد ورزد و آنگاه در مقام دفاع از آن باور برآيد. در واقع اين كه هدف نهايى متكلم در درجه نخست رسيدن به اعتقاد درست است كه عملى جوانحى واختيارى است ودر رتبه بعدى، دفاع از اين اعتقاد است. حال
[١]. ر. ك: محمد رضا مظفر، المنطق، ص ٨٣.
[٢]. رك: آخوند خراسانى، كفايةالاصول، ص ٤٠٥؛ سيد حسين بروجردى، لمحات الأصول، ص ٤١٠؛ سيد مصطفى خمينى، تحريرات فى الأصول، ج ٦، ص ٢٢؛ سيد محمد باقر صدر، دروس فى علم الأصول، ج ٢، ص ٣٥.
[٣]. رك: آخوند خراسانى، كفاية الاصول، ٤٠٥ محمدحسين نائينى، أجود التقريرات، ج ٢، ص ١١؛ محمدحسين غروى، بحوث فى الأصول، ج ١، ص ٥٣؛ سيد محمد تقى حكيم، الأصول العامه، ص ٢٢؛ سيد محمد باقر صدر، بحوث فى علم الأصول، ج ٤، ص ١٩٣.
[٤]. رك: سيد ابوالقاسم خويى، مصباح الأصول، ج ٢، ص ١١٥ و ٢٣٨.