روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١٩ - علم كلام و ويژگىهاى اصلى آن
علم كلام و ويژگىهاى اصلى آن
همزمان با ظهور منازعات و انديشههاى اعتقادى متفاوت در فضاى فكرى مسلمين، علمى شكل گرفت كه در برگيرنده مباحث اعتقادى بود و با نامهاى مختلفى چون «علم العقايد»، «فقه اكبر»، «علم الكلام»، «علم التوحيد و الصفات» و «علم اصول دين» خوانده مىشد.[١] مشهورترين اين اسامى همان اصطلاح «علم كلام» است كه دست كم از قرن دوم هجرى شايع شد.
در سير تاريخى اين علم، تعاريف مختلفى براى «علم كلام» ذكر شده است[٢] كه بيان و بررسى تك تك آنها به طول مىانجامد؛ اما در يك نگاه كلّى مىتوان دو نگرش اصلى به علم كلام را مشاهده كرد.
در دورانهاى نخستين پس از اسلام و به طور مشخص در قرن اول و دوم، كلام به عنوان دانشى مطرح شد كه به دفاع از آموزههاى دينى مىپرداخت. در مقابل، از شناخت همه معرفتهاى دينى استنباط شده از قرآن و حديث، به عنوان علم فقه ياد مىشد.
[١]. سعد الدين تفتازانى، شرح المقاصد، ج ١، ص ١٦٤؛ على سامى نشار، نشأة الفكر الفلسفى فىالاسلام. ج ١، ص ٢٣٨؛ نصير الدين طوسى، تلخيص المحصل، ص ١؛ ابن ميثم بحرانى، قواعد المرام فى علم الكلام، ص ٢٠.
[٢]. براى آشنايى با برخى از تعاريف ر. ك: عبد الرحمن بن محمد بن خلدون، مقدمه ابن خلدون، ص ٤٧٥؛ محمد على تهانوى، موسوعة كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ص ٢٢؛ عبدالرزاق لاهيجى، شوارق الالهام، ص ٦؛ مير سيد شريف جرجانى، شرح المواقف، ج ١، ص ٣٤؛ سعد الدين تفتازانى، شرح المقاصد، ج ١، ص ١٦٣.