روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ٤٩ - طبقهبندى متون اعتقادى
آن توجّه نمىكرديم. بنابراين يكى از نقشهاى انبياء و اولياء «اثاره عقل» است و اين ارشاد اعم از آن ارشادى است كه در كتابهاى كلامى آمده است و منظور مواردى است كه عقل آن را فهميده و نقل تنها مطلب فهميده شده را مورد تأكيد قرار مىدهد.[١] به عنوان نمونه يگانگى خداوند كه يك امر بديهى عقلى است و به ارشاد حكم (لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا)[٢] دانسته مىشود، توسط انديشمندان و فيلسوفان برجستهاى چون ارسطو و افلاطون و مانند آنها فهم نشده است چون از تعليم معلّمِ معصوم و متّصل به وحى برخوردار نبودهاند.
٣. قسم ديگر، «متون تذكّرى» است. تذكّر به معناى يادآورى مسألهاى فراموش شده است[٣]، اعم از اين كه آدمى بدون اين تذكر، مسأله فراموش شده را به خاطر بياورد و يا اين گونه نباشد. هرچند مورد اخير، يعنى يادآورى مسألهاى كه انسان به طور متعارف از آن غفلت دارد، از اهميت بيشترى برخوردار است.
از آنجا كه از ديدگاه منابع اسلامى، روح انسان قبل از ورود به جهان كنونى و تعلّق به بدن جسمانى، عالم بلكه عوالمى را پيموده و متحمّل معارف و حقايقى شده كه از همه مهمتر معرفت قلبى خداست[٤]، بنابراين تذكر و يادآورى اين معارف، نقش اساسى در دين و معارف دينى دارد و از اين روست كه قرآن تذكر را به عنوان وظيفه و نقش اصلى پيامبران و كتابهاى آسمانى معرفى مىكند: (فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ)[٥] و نيز (وَ ما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ).[٦]
[١]. علامه حلى در پاسخ به شبهه براهمه كه اگر مطلبى موافق عقل بودن ديگر نيازى به نبى نخواهد بود مىفرمايد:« لم لايجوز أن يأتوا بما يوافق العقول و تكون الفائدة فيه التأكيد لدليل العقل» ر. ك: علامه حلى، كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد، ص ٣٤٨.
[٢]. انبياء: ٢٢.« اگر در آسمان و زمين خدايانى جز الله بود، فاسد مىشدند.»
[٣]. ابى الحسين احمد بن فارس، معجم مقاييس اللغة، ج ٢، ص ٣٥٨؛ جوهرى، الصحاح، ج ٢، ص ٦٦٥؛ احمد بن محمد بن على المقرى الفيومى، المصباح المنير، ص ٢٠٩.
[٤]. رك: رضا برنجكار، معرفت فطرى خدا.
[٥]. غاشيه: ٢١؛ اعلى: ٩؛ طه: ٣.
[٦]. مدثر: ٣١؛ يس: ٦٩؛ ص: ٨٧.