روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١٣٢ - نظريه مصباح بودن عقل
شده است. بر اساس اين نظريه «عقل افزون بر مفتاح بودن نسبت به اصل گنجينه دين، مصباح آن نيز هست و منبع معرفتى بشر نسبت به مضامين و محتواى گنجينه دين است».[١]
آنچه در نگاه اوليه به اين عبارت فهميده مىشود، اين است كه عقل غير از نقش مفتاح بودن، كاركرد استنباطى نيز دارد و فهم معارف دينى با عقل استنباطى و اجتهادگر صورت مىگيرد. اين كاركرد عقل امرى مسلم است و در بحث كاركرد استنباطى عقل درباره آن سخن به ميان آمده است. اما با دقت در ادامه سخن و نيز مباحث مختلفى كه در كتاب مطرح شده است، روشن مىشود كه مقصود از مصباح بودن عقل، صرفاً نقش مفتاحى و استنباطى نيست، بلكه هر آنچه عقل مىفهمد ولو از غير متن، حتى فهمهاى عقل تجربى از طبيعت، مشروط به يقينى يا اطمينانى بودن، معرفت دينى خواهد بود. ايشان در ادامه جمله نقل شده در فوق بيان مىكنند:
عقل در سطوح مختلف خويش، از عقل تجربى گرفته تا عقل نيمه تجربى و تجربى محض، درصورتى كه معرفتى يقينى يا طمأنينه بخش به ارمغان آورد، مىتواند كاشف از احكام دينى باشد و بُعد شناختى قوانين دين را در كنار نقل تامين كند.[٢]
جملات زير نيز به موضوع بحث مرتبط است:
ما سوى الله يا كتاب تكوين اوست، نظير آسمان و زمين و انسان و حيوان و يا كتاب تدوين و تشريع اوست، نظير تورات و انجيل وصحف ابراهيم و قرآن. بر اين اساس عقل به معناى وسيع آن دست اندركار فهم و ادراك فعل و قول خدا و ورق زدن كتاب تكوين و تدوين اوست، پس هرگز ادراك او در برابر معرفت دينى و برون از مرز دين شناسى نيست.[٣]
[١]. همان، ص ٥٢.
[٢]. همان، ص ٥٣.
[٣]. همان، صص ٦١ و ٦٢.