روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ٢٢٠ - روش طرح احتمال
او گفت: ما همه از شاگردان او هستيم و چگونه مىتوانيم در اين خصوص يا در ديگر مسائل بر استاد خود اعتراض كنيم!؟
حضرت فرمود: آيا آنچه را كه به تو بياموزم، به او مىرسانى؟
عرض كرد: آرى.
امام فرمود: به نزد او روانه شو و نخست با وى معاشرت نيكى داشته باش و به هر چه نياز دارد، كمكش كن. هنگامى كه با او انس گرفتى، به او بگو: سؤالى به ذهنم رسيده است كه دوست دارم آن را از تو بپرسم. او خواهد گفت: سؤال كن. پس به او بگو: اگر گوينده (آورنده) اين قرآن نزد تو بيايد و از تو بپرسد: آيا احتمال وجود دارد كه مقصود خداوند از اين گفتار، غير از آن باشد كه شما پنداشتهاى و در پى آن هستى؟ او به تو خواهد گفت: آرى، اين احتمال وجود دارد. زيرا انسان هنگام شنيدن، بهتر متوجّه معانى مىشود و آنها را درك مىكند. چون چنين گفت، به او بگو: شما چه مىدانى شايد منظور گوينده كلمات قرآن غير از چيزى باشد كه شما تصوّر كردهاى و او الفاظ قرآن را در غير معانى خود استعمال كرده باشد.
آن مرد از حضور امام حسن عسكرى (ع) مرخّص شده و به سوى استاد خود، فيلسوف عراقى، رهسپار گرديد و مدّتى به دستور آن حضرت با او به نيكى رفتار كرد و سرانجام در فرصت مناسب، سؤال پيشنهادى امام را از او پرسيد.
كِندى گفت: يك مرتبه ديگر اين سخن را برايم بيان كن.
وى بار ديگر سخن امام را بيان نمود. كِندى درنگى كرده و مقدارى فكر كرد و دريافت كه هم از نظر لغت و هم از نظر علمى اين امر كاملًا محتمل است و در نظرش اين سخن كاملًا صحيح آمد. از اين روى به شاگردش گفت: تو را سوگند مىدهم كه بگويى اين سخن را از كجا آموختى و چه كسى آن را به تو گفته است؟
راوى مىگويد: گفتم: اين، چيزى بود كه بر قلبم گذشت؛ لذا از شما پرسيدم.
گفت: هرگز! همانند تو محال است بر چنين چيزى دست پيدا كند و به اين مرتبه از اين سخن برسد! حال به من بگو كه اين سخن را از كجا آوردى؟