روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ٥٨ - ب - حجيت قطع
مستلزم استحقاق عذاب است و اگر مخالف با واقع بود مكلّف در پيروى از قطع معذور بوده است و استحقاق عقاب ندارد. بنابراين يكى از لوازم عقلى حجيت، لزوم عمل (جوارحى يا جوانحى) و پيروى از قطع مىباشد.
بسيارى از اصوليون متأخر حجيت را نيز مانند كاشفيت از ذاتيات قطع به شمار آوردهاند.[١] برخى تصريح كرده اند كه لزوم پيروى از قطع كه لازمه معذّريت و منجّزيت است، حكم عقل مىباشد و عقل ميان قطع و اين آثار، تلازم قطعى مشاهده مىكند.[٢]
بر اساس نكتهاى كه در بحث كاشفيت قطع گفته شد و اين كه قطع از نظر قاطع كاشفيت حتمى دارد نه از لحاظ واقع و تنها قابليت اين را دارد كه طريق و راه رسيدن به واقع باشد، مىتوان گفت حجيت ذاتى قطع به اين معناست كه حجيت قطع نيازى به دليل ديگر مثل آيات و احاديث ندارد، زيرا قاطع گمان مىكند واقع را مىبيند و احتمال خلاف نمىدهد و در نتيجه، نيازى نمىبيند كه به خاطر احتمال خلاف، دليل ديگرى براى حجيت جستجو كند.
اما حجيت ذاتى قطع مستلزم مطابقت قطع با واقع نيست. از اين رو اين بحث مىتواند مطرح شود كه با وجود حجيت ذاتى قطع با تفسير فوق، آيا خداوند مىتواند اين حجيت را نقض كند و جلوى عمل و اعتقاد بر طبق قطع را بگيرد و از عمل به قطع نهى كند؟
اصوليون متأخّر پس از پذيرش حجيت قطع بر آن شدند كه با توجه به كاشفيت قطع، امكان سلب حجيت از آن، حتى براى شارع نيز وجود ندارد. به دليل اينكه لوازم ذاتى يك شىء جعل جداگانه نمىخواهد و با فرض وجود آن شىء، لوازمش نيز لاجرم خواهد آمد و لذا تفكيك امكان ندارد.[٣]
[١]. ر. ك: سيد محمد باقر صدر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٢٢؛ و محمد رضا مظفر، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٠؛ و سيد ابوالقاسم خويى، اجود التقريرات، ج ١، ص ٤٠٨.
[٢]. آخوند خراسانى، كفاية الاصول، ص ٢٥٨.
[٣]. محمدحسين نائينى، فوائد الأصول، ج ٣، ص ٧؛ آخوند خراسانى، كفاية الاصول، ص ٢٩٧؛ سيدعلى نقى حيدرى، اصول الاستنباط، ص ١٨١.