روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١٤٨ - فطرت
به خاطر بياور زمانى را كه پروردگار تو، از پشت بنىآدم، فرزندانشان را بيرون آورد و آنان را به خودشان گواه گرفت. پرسيد: آيا پروردگارتان نيستم!؟ گفتند: آرى، گواهى مىدهيم؛ تا اينكه روز رستاخيز نتوانيد بهانه بياوريد و [بگوييد: ما از اين غافل بوديم. يا بگوييد: پدران ما قبل از ما مشرك بودند و ما هم فرزندان بعد از آنها بوديم. آيا ما را به سبب آنچه باطلگروان انجام مىدادند، نابود مىكنى؟
آيه شريفه، مرحلهاى از وجود انسانها را توضيح مىدهد كه در آن، پروردگار، از فرزندان آدم به ربوبيت خويش اقرار گرفت. اين اقرار، بدان جهت گرفته شد، كه كافران و مشركان، روز قيامت نتوانند بگويند ما از خدا غافل بوديم يا چون پدران ما مشرك بودند، ما نيز مشرك شديم.[١]
زراره مىگويد: از امام باقر (ع) درباره آيه ميثاق پرسيدم. فرمود:
أخرج من ظهر آدم ذريته الى يوم القيامة، فخرجوا كالذرّ، فعرّفهم و أراهم نفسه ولولا ذلك لم يعرف أحد ربّه؛[٢]
خداوند، فرزندان آدم تا روز قيامت را از صلب او بيرون آورد. آنها بهصورت ذرات كوچكى خارج شدند؛ پس خود را به آنان نماياند و شناساند. اگر اين واقعه رخ نمىداد، كسى پروردگارش را نمىشناخت.
امام صادق (ع) درباره آيه ميثاق مىفرمايد:
ثبتت المعرفة فى قلوبهم و نسوا الموقف و سيذكرونه يوماً و لولا ذلك، لم يدر أحد من خالقه و لا من رازقه.[٣]
بنابراين، نقطه آغازين فطرت به جهانى پيش از دنيا برمىگردد و آدمى از آن رو در دنيا خداشناس است كه در جهان پيشين خداشناس شده و چون با حالت خداشناسى دراين دنيا آفريده شده، به چنين خداشناسى، فطرت گفته مىشود؛ زيرا فطرت بر وزن
[١]. سيد محمد بهشتى، خدا از ديدگاه قرآن، ص ٤٧.
[٢]. كلينى، الكافى، ج ٢، ص ١٣.
[٣]. احمد برقى، المحاسن، ج ١، ص ٣٧٦.