روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١٠٢ - مفهوم عقل
٥. عقل در كتاب نفس، چهار مرتبه دارد: عقل بالقوه و عقل بالملكه و عقل بالفعل و عقل مستفاد.
٦. عقل در كتاب الهيات يعنى موجودى كه به چيزى جز خدا تعلّق ندارد و كمالاتش بالفعل است.[١]
علامه مجلسى نيز شش معنا براى عقل ذكر كرده كه مشابه معانى عقل در نوشتههاى ملاصدراست. البته يكى از معانى ذكر شده توسط علامه مجلسى كه به نظر مىرسد در عبارات ملاصدرا بيان نشده، عبارت است از:
ملكه و حالتى در نفس كه انسان را به انتخاب خيرات و ترك شرور دعوت مىكند و با آن انسان مىتواند با دواعى شهوانى و وساوس شيطانى مبارزه كند.[٢] وى اين معنا را يا مغاير با قوه ادراك خير و شر يا صورت كامل شده آن مىداند.
رايجترين معانى عقل در فلسفه كه اكثر معانى ذكر شده به آنها برمىگردند عبارتند از:
يكى، موجودى كه ذاتاً و فعلًا مجرّد بوده و به طور مستقل، يعنى بدون تعلّق به نفس و بدن، موجود است. فلاسفه به مقتضاى قاعده «الواحد لايصدر منه الا الواحد» و قاعده «امكان اشرف» و دلايل ديگر[٣]، وجود سلسلهاى از عقول را تصوير كردهاند كه واسطه فيض الهى است. بدين ترتيب كه از خدا تنها يك موجود كه عقل اول ناميده مىشود صادر شده و از آن، عقل دوم، تا به عقل دهم كه عقل فعال نام دارد، منبعث گرديده است. عالم طبيعت از عقل فعال صادر شده است. اين عقول، عقول طولى هستند و در ميانشان رابطه عليت برقرار است.
شيخ اشراق با پذيرش اين معنا، ضمن اثبات عقول طولى مشائين، تعداد آنها را بيش از ده دانسته و گذشته از عقول طولى به عقول عرضى يا ارباب انواع، معتقد گشته است.[٤]
[١]. صدر الدين شيرازى( ملاصدرا)، شرح أصول الكافى، ج ١، صص ٢٢٨ ٢٢٢.
[٢]. علامه مجلسى، مرآة العقول، ج ١، ص ٢٥.
[٣]. صدرالمتالهين، دوازده دليل بر اين مطلب اقامه كرده است كه دو قاعده مذكور، دليل دوم و سوم از اين دلايل است. ر. ك: اسفار، ج ٧، ص ٢٦٣.
[٤]. ر. ك: مجموعه مصنفات شيخ اشراق، تصحيح هنرى كربن، ج ٢، صص ١٣٩ و ١٥٤ به بعد( كتاب حكمة الاشراق).