روش شناسى علم كلام، اصول استنباط و دفاع در عقايد - برنجكار، رضا - الصفحة ١٠٣ - مفهوم عقل
معناى ديگر عقل در اصطلاح فلسفى، يكى از قواى نفس انسانى است. در اين معنا، عقل مستقل نبوده، بلكه با نفس متّحد است و يكى از قوا و مراتب آن به شمار مىرود. عقل بشرى در مقابل قوه خيال، وهم و حس قرار دارد و قادر به ادراك مفاهيم كلّى است و مىتواند مسائل نظرى را از مقدمات بديهى و معلوم استنباط كند. اين عقل به ملاحظه مدركاتش دو نوع است: عقل نظرى و عقل عملى. عقل نظرى خود چهار مرتبه دارد: عقل هيولانى، عقل بالملكه، عقل بالفعل و عقل مستفاد.[١]
با مقايسه آيات و احاديثى كه در موضوع عقل وارد شده با مفهوم عقل اصطلاحى، دو تفاوت وجود شناختى و سه تفاوت معرفت شناختى مهم قابل استنباط است.
تفاوت اول وجودشناختى، اين است كه در آيات و احاديث سخنى از عقول طولى و عرضى مطرح در فلسفه به ميان نيامده و تنها عقل انسانى مطرح شده است. تفاوت دوم وجودشناختى اين است كه در فلسفه عقل از مراتب ذاتى نفس بوده و قوهاى است كه با نفس متحد است. در حالى كه در احاديث عقل نورى است كه بر نفس انسانى افاضه مىشود و اين افاضه ممكن است كم و زياد شود.[٢]
تفاوت اول معرفت شناختى اين است كه عقل در اصطلاح قوهاى بشرى است كه امكان خطا و اشتباه در آن راه دارد. در حالى كه عقل مطرح در قرآن و احاديث، نورى الهى است كه معصوم بوده و از اين رو حجّت باطنى است كه در كنار حجّت ظاهرى يعنى پيامبران (عليهم السلام) و امامان معصوم (عليهم السلام) قرار گرفته است.[٣]
تفاوت دوم معرفتشناختى ايناست كه در فلسفه، عقل قوه ادراك مفاهيم كلى است اما براساس متون اسلامى ادراك عقل، منحصر به مفاهيم و كليات نيست و واقعيات و جزئيات را هم مىتواند درككند. در حقيقت ادراك از آنِ قلب و روح است و روشنايى روح به عقل است و حواس تنها ابزارهاى كمكى براى ادراك روح نورانى شده با عقل هستند.[٤]
[١]. درباره مطلب مذكور ر. ك: صدر الدين شيرازى( ملاصدرا)، المبداء والمعاد، ص ٢٥٨؛ محمد حسين طباطبائى، نهاية الحكمة، ص ٢٤٨؛ علامه حلى، كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد، صص ٢٣٥، ٢٣٤.
[٢]. بنگريد به: محمدى رى شهرى، دانشنامه عقايد اسلامى، ج ١، صص ١٩٨ ١٩٢.
[٣]. رك: كلينى، الكافى، ج ١، صص ١٦ و ٢٥.
[٤]. ر. ك: محمدى رى شهرى، دانشنامه عقايد اسلامى، ج ٢، صص ٤٣٨ ٤٣٦ و ج ١، ص ١٩٢.